منابع طبیعی (بخش اول)

  • کد خبر : 529
  • یکشنبه, 01/29/1400 - 18:41

 مدیریت ایرانی|| قسمت"ثروت عمومی «منابع طبیعی» - (بخش اول)"

بسم الله الرحمن الرحیم 

اللهم عجّل لولیک الفرج و العافیة و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

در چند جلسه قبل ما نگاهی به مشکلات پایدار در ایران و بسیاری از کشورهای جهان کردیم، البته بسیاری از کشورها را وارد نشدیم و مثالی نزدیم، عمدتاً مطالعه موردی بود و بحث موردی‌مان روی ایران است و یکی از علّت‌ها را تحت عنوان چرخش مدیران و شکل‌گیری حلقه بسته مدیران را بیان کردیم. 

در این جلسه می‌خواهم یک عنوان دیگری را با شما در میان بگذارم، یکی از علت‌های پایداری مشکلات، نحوه استفاده از ثروت طبیعی است، ما معتقدیم خداوند ثروت طبیعی را در اختیار انسان‌ها قرار داده است تا با استفاده از آن ظرفیت‌های انسانی خودشان را و استعدادهایشان را شکوفا کنند و در رفاه زندگی کنند تا بعد بتوانند به مراتب بالاتری از کمال انسانی بیندیشند و حرکت بکنند.

امّا در طول تاریخ یکی از علّت‌های اصلی آسیب‌ها و مشکلاتی که در جلسه اوّل خدمت شما فهرست کردم، نحوه استفاده از ثروت طبیعی است. اگر از ثروت طبیعی به صورت تبعیضی استفاده بشود، آن مشکلات را به طور طبیعی ایجاد می‌کند. اجازه بدهید یک نکته‌ای را اینجا یادآوری کنم، امروز همه نظامات و اندیشه‌های اقتصادی مبتنی بر محدودیت ثروت طبیعی هستند یعنی تمام مکاتب اقتصادی بر پایه محدودیت ثروت طبیعی شکل گرفتند، امّا من معتقدم که ثروت طبیعی محدود نیست و به تناسب رشد دانش، ظرفیت‌های ثروت طبیعی توسعه پیدا می‌کند. این را داخل پرانتز کنار می‌گذاریم. نگاه کنیم ببینیم ریشه شکل‌گیری فاصله طبقاتی از کجاست؟ عدّه‌ای به ثروت طبیعی دست‌اندازی کردند و از آن استفاده می‌کنند و بقیه محرومند. نحوه استفاده از ثروت طبیعی می‌تواند تمام این مشکلات را برطرف کند و می‌تواند تمام این مشکلات را مضاعف کند. 

به عنوان مثال مسکن، خدا به اندازه کافی برای ما زمین داده است، ما اگر این زمین را خوب مدیریت نکنیم مردم باید تمام عمرشان را بابت یک آپارتمان بدهند. امّا اگر خوب مدیریت کنیم نیازی به همچین چیزی نیست و مسکن یک امر طبیعی و در دسترس برای همه خواهد بود. اگر خوب استفاده کنیم همه مردم در محیط باز، در ویلا زندگی می‌کنند. امّا اگر بد استفاده کنیم مردم باید در آپارتمان‌های تنگ و تاریک زندانی بشوند، تمام اعصابشان خرد بشود، روان‌شان تحت تأثیر قرار بگیرد. اصلاً تربیت خانوادگی دچار مشکل بشود. 

معادنی که در هر سرزمین هست، اگر از این معادن به صورت انحصاری استفاده بشود، فاصله طبقاتی است دیگر، اگر احتکار بشود، فرصت رشد و شکوفایی را از بین می‌برد و فقر بر جامعه حاکم می‌شود. انرژی که خدا قرار داده، جنگل، معدن، دریا، همه ثروت طبیعی، نگاه کنید در ایران خودمان در یک دوره‌ای آمدند گفتند تمام ثروت طبیعی متعلّق به دولت است، بعد از انقلاب هم این تفکّر تشدید شد و در انحصار دولت در آمد. یعنی محدودیت‌های شدیدی برای مردم در برابر استفاده از ثروت طبیعی وضع شد. وقتی محدودیت می‌گذاریم کم آبی پیش می‌آید. بعد مرغوبیت پیش می‌آید، فاصله قیمتی پیش می‌آید، فرض کنیم ما دور شهر خط کشیدیم، این سمت خط یک قیمت بالایی دارد، ما می‌خواهیم بگوییم آن سمت خط ارزشش صفر است. ارزشش صفر نمی‌ماند، آن هم یک ارزشی پیدا می‌کند و عدّه‌ای ترغیب می‌شوند که بروند و آن جا را تصرف بکنند و به دلخواه خودشان تقسیم‌بندی بکنند و با یک قیمت بالاتری به مردم بفروشند. در جریان شکل‌گیری حاشیه‌نشینی تصرف زمین‌های دولتی و فروختن به قیمت بالا به مردم معنا پیدا می‌کند و فرصت اجرا پیدا می‌کند. تمام ثروت‌های بزرگی که در ایران در صد سال اخیر شکل گرفته محصول تصرّف زمین‌های عمومی و تغییر کاربری و فروختن به مردم است. حالا من نمی‌خواهم وارد تبعات اجتماعی‌اش بشوم. معمولاً اینها قوانین شهرسازی را رعایت نمی‌کنند. برای این که حداکثر استفاده را بکنند فضای کافی برای خدمات عمومی را نمی‌دهند. بدتر از آن کسانی که می‌خرند، چون غیرقانونی است مجوّز برای ساخت و ساز پیدا نمی‌کنند و مجبورند قاچاقی بسازند. قاچاقی وقتی می‌سازند ضوابط فنی و مهندسی کار را رعایت نمی‌کنند. یعنی ثروت، مردم و ثروت ملّی می‌رود، تبدیل به ساختمانی که ناپایدار و سست است می‌شود و بدتر از همه اینها روابط ناصحیحی با بدنه ساختار حکومت شکل می‌گیرد. یعنی آن مأمورینی که باید کنترل کنند، آن مأمورینی که باید سند صادر کنند، آن مأمورینی که باید تأیید کنند، آلودگی وارد سازمان می‌شود. از آن سمت دولت زمین‌ها را تصاحب و احتکار کرده است، مردم می‌خواهند فعالیت کنند به راحتی زمین در اختیارشان قرار نمی‌گیرد و بسیاری از فرصت‌ها از بین می‌رود و مردم یاد می‌گیرند به جای انجام کارهای پایدار مثل کشاورزی و کارخانه و فعالیت‌های پایدار اقتصادی، چون هزینه تمام شده‌اش به خاطر این احتکار و این انحصار بالا می‌رود، اینها به فعالیت‌های گذرای اقتصادی سوق داده می‌شوند. 

این ثروت عظیم را خدا قرار داده، معادن هم همین طور است، بسیاری از معادن کشور در انحصار عدّه‌ی خاصی قرار گرفته و حتی دولت از میزان برداشت از آنها اطّلاع دقیقی ندارد. آن سهم مالکانه‌ای که به دولت می‌دهند شاید کمتر از یک درصد ارزش واقعی آن مواد معدن است. فاصله طبقاتی از کجا درست می‌شود؟ یک عدّه‌ای از ثروت طبیعی بهره بسیار بالا می‌برند و اکثریت مردم محروم هستند. ما الان معادنی در ایران داریم که در اختیار عدّه خاصّی است. به راحتی تولید می‌کنند حداکثر ۵ دلار هزینه می‌کنند، این مواد معدنی استخراج و بارگیری می‌شود و تا بندر می‌رود. امّا آنجا هر تن ۸۰-۹۰ دلار فروخته می‌شود. این ما بعد التّفاوت مال چه کسی است؟ توی جیب یک عدّه خاص هم می‌رود. تا وقتی که این ما بعد التّفاوت هست کسی حاضر است کارخانه بزند و زحمت بکشد و در عرض ۱۵ سال تا ۲۰ سال سرمایه‌گذاریش را برگرداند؟ سراغ این می‌رود دیگر. 

وقتی که ثروت طبیعی می‌آید و در انحصار و احتکار دولت قرار می‌گیرد رانت‌ها شکل می گیرد. بریم سراغ انرژی، کلّ انرژی در اختیار دولت است، دولت این را می‌خواهد توزیع بکند، چه جوری توزیع می.کند؟ کلّاً توزیع ارزش انرژی در کشور ما تبعیضی است. یک بخش کمی از آن به شکل یارانه‌ها به طور مساوی توزیع شد که آن را هم اصرار دارند که تبعیضی توزیعش کنند، بقیه‌اش تبعیضی است، آن که بیشتر مصرف می کند بیشتر می‌برد، وقتی بیشتر برد یعنی دارد هزینه کمتری برای فعالیت‌ها و بهره‌مندی خودش می‌پردازد، یعنی ثروتش ذخیره می‌شود. یک سال، دو سال، سی سال، پنجاه سال می‌شود فاصله طبقاتی. 

شما از آن طرف محاسبه کنید فرض کنید دولت برای خانوده‌ای هفت میلیون تومان یارانه انرژی می‌دهد و به یک خانواده‌هایی هیچ چیزی پرداخت نمی‌کند، آن خانواده‌ای که ماهی هفت میلیون بعد از ده سال می‌گیرد، فاصله ثروتی‌اش با آن که هیچ چیزی نمی‌گیرد چه قدر خواهد شد؟ معادن، جنگل‌ها، زمین‌های حاصلخیز و دریا هم همین است. در حالی که ما معتقدیم خدا ثروت طبیعی را برای همه انسان‌ها قرار داده و همه هم حق مساوی دارند. یکی از عوامل اصلی آسیب‌ها و مشکلاتی که جلسه اول عرض کردم، نحوه استفاده از ثروت طبیعی است، نه تنها در ایران، در اکثر کشورهای دنیا استفاده از ثروت‌ طبیعی به صورت تبعیضی است. در کشور ما به خصوص عوائد استفاده از ثروت طبیعی یا حق مالکانه در بودجه دولت می‌آید. یک بار اینجا تبعیضی توزیع شده است، یعنی آن کسی که از معدن یا از آن انرژی استفاده کرده، دارد تبعیضی می‌برد، بعد که توی بودجه دولت می‌آید، دولت بودجه‌اش را چه شکلی توزیع می‌کند، خدماتی که دولت می‌دهد به همه هشتاد میلیون یکسان می‌دهد؟ باز هم اینجا تبعیضی است. یعنی دوبار تبعیض به آن می‌خورد.

بخش مهمی از گاز و خوراک انرژی برای پالایشگاه‌ها و پتروشیمی‌هایی که در کشور است دارند قیمت خیلی پایینی استفاده می‌کنند. بسیاری از کارخانجات فولاد و کارخانجاتی که از مادّه اولیه معدنی استفاده می‌کنند، مادّه اولیه را به قیمت خیلی پایینی می‌گیرند. اما محصول‌شان را به قیمت جهانی می‌فروشند، الان سنگ آهنی که تولید می‌کنند کیلویی ده تومان هم به دولت نمی‌دهند، همین سنگ آهنی که ۵۶-۶۰ درصدش آهن است، می‌رود یک سیری را طی می‌کند و به میل گرد یا تیرآهن تبدیل می‌شود، کیلویی الان ۱۵-۱۶ هزار تومان فروخته می‌شود. از این ۱۶ هزار تومان چقدرش قیمت همان مادّه اوّلیه است؟ نورمش در دنیا حداقل ۵۰ درصدش قیمت مادّه اوّلیه است. امّا آنجا فقط ده تومن است و آن ده تومان هم باز خرج کارهایی می‌شود که دولت باید به معادن خدمات بدهد. معدن مس و سایر معادن، سنگ گچ، سنگ آهک و ۷۰-۸۰ درصد جدول مندلیف که در کشور داریم همین طور است. این کار تبعیضی است. 

الان گاز به قیمت بسیار پایین داده می‌شود، با این توجیه که ما باید از تولید داخل حمایت کنیم، گاز مزیّت نسبی ما در اقتصاد است. بله گاز مزیّت نسبی ما در اقتصاد است، اما مال چه کسی است؟ مال همه ملّت است، آن وقت جالب است ساختارهای دولت وقتی می‌خواهد اجازه تأسیس پترو شیمی یا پالایشگاه بدهد به عده خاصّی می‌دهد که این را بعداً در ساختار دولت بحث می‌کنیم که ساختار دولت چطور فرصت‌ها را تبعیضی توزیع می‌کند و موجب فاصله طبقاتی، بیکاری و آن مشکلات می‌شود که این بحث دیگری است.

بله یک موقع دولت می‌خواهد گاز را ارزان بدهد به همه بدهد، آیا به همه می‌دهد؟ نه، یک عدّه خاصّی گاز ارزان می‌گیرند. این فاصله قیمت پایین با قیمت‌های جهانی یک رانت عظیم است، این مال چه کسی است؟ وقتی ما به یک عدّه خاص اختصاص دادیم ، آن عدّه خاص هم ممکن است آدم‌های بدی نباشند، اینها لزوماً معنایش این نیست که آن کسی که از معدن و یا از انرژی بهره‌برداری می‌کند، آدم بدی است، یا دلسوز کشورش نیست، ما جوری داریم مدیریت می‌کنیم از آن پایه این ثروت طبیعی دارد تبعیضی توزیع می‌شود.

بعد می‌خواهیم بیاییم انتهای خط با فاصله طبقاتی مبارزه کنیم، افراد را بگیریم، اعدام کنیم، زندان کنیم و فلان کنیم. این طوری که نیست، ما باید پایه را حل بکنیم. ثروت طبیعی متعلّق به آحاد مردم است و آن ارزش ذاتی‌اش، نه آن چیزی که مردم زحمت می‌کشند و رویش کار می کنند، آن مساوی برای همه است، به محض اینکه این از مساوی بودن در آمد، یک امتیاز ویژه می‌شود، عامل اصلی فاصله طبقاتی می‌شود، کور کردن و کشتن خلّاقیت‌ها می‌شود، اصلاً نظام مدیریتی در چنین شرایطی رشد نمی‌کند، چون درآمدهای سرشار است، وقتی درآمدهای سرشار بدون ارتقاء دانش مدیریتی و زحمت کشیدن‌ها و بی‌خوابی کشیدن‌ها به دست می‌آید کدام آدمی حاضر است که مسیر دوّم را انتخاب کند؟

خدمتتان خلاصه کنم یکی از عوامل اصلی آن نابسامانی‌ها نحوه استفاده از ثروت طبیعی است، ثروت طبیعی که متعلّق به همه است امّا وقتی که تبعیضی در چند لایه پی در پی به خاطر انحصار، به خاطر احتکار، به خاطر اینکه دولت برنامه ندارد که بعداً توضیح خواهم داد این تبعیضی استفاده می‌شود، بعد ما می‌خواهیم با کمیته امداد و این کمک‌ها و این که ببریم دم در خانه‌ها بسته‌ای بدهیم و این کارها، مسئله را حل بکنیم، یا در بهترین حالتش اسم بگذاریم سلطان فلان و سلطان فلان و سلطان فلان، آبرو ببریم، برخورد کنیم، این‌ها نیست باید سراغ ریشه‌ها برویم و مسائل را از ریشه درمان کنیم.

لینک کوتاه : https://drahmadinejad.com/fa/529
  • منبع : وب سایت رسمی دکتر احمدی نژاد


    نظر شما

    About text formats

قوانین ارسال دیدگاه