دیدار مردم انقلابی استان قزوین

دیدار جمعی از مردم انقلابی استان قزوین با دکتر محمود احمدی نژاد

جمعی از مردم انقلابی استان قزوین، عصر روز سه شنبه ٣١ فروردین ۱۴۰۰ در تهران با دکتر محمود احمدی‌نژاد ملاقات کردند و به نمایندگی از اقشار مختلف مردم گزارش‌هایی از وضعیت موجود و مشکلات مردم شریف این استان ارائه نمودند و با بیان شرایط سخت پیش روی ملّت ایران در نتیجه ناکارآمدی‌های مدیران کشور، به عنوان یک مطالبه عمومی مصرّانه از خادم ملت ایران دکتر محمود احمدی‌نژاد خواستند تا جهت کمک به حل مشکلات کشور و مردم و نجات کشور از شرایط بغرنج کنونی، در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۴۰۰، خود را در معرض انتخاب مردم قرار دهد.

دکتر محمود احمدی‌نژاد در این دیدار طی سخنانی به از سرگیری مجدد مذاکرات در شرایط کنونی انتقاد کرد و گفت: همه دنیا بدانند که مذاکره‌کنندگان ایرانی، هر امتیازی به بیگانگان بدهند که به موجب آن حقّی از ملت ایران تضییع شود، فاقد اعتبار است و ملت آن را به رسمیت نخواهد شناخت.

خادم ملّت ایران برجام را یک سند کاملاً یک طرفه و علیه حقوق ملت ایران توصیف کرد و با تأکید بر استیفاء نشدن حقوق ملّت ایران در پرتو این توافق گفت: امروز به علّت ضعف حکومت یا مقامات و مسئولین و به خاطر نارضایتی عمومی غیرقابل کتمان، دشمن صهیونیستی به صورت کشور سیلی‌زده و تأسیسات هسته‌ای ایران را منفجر کرده است، اگر بلافاصله بعد از آن به مذاکره برویم، آیا این رژیم، فردا پرروتر و گستاخ‌تر نخواهد شد و علاوه بر سیلی، مشت و لگد نخواهد زد؟

متن کامل سخنان دکتر احمدی‌نژاد در این دیدار به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم 

اللهم عجّل لولیک الفرج و العافیة و النصر و اجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

اگر ما برخی پدیده ها را کالبد شکافی کنیم علت مشکلات کشور هم نمایان می شود. وقتی شرایط اقتصادی سخت می شود، برخی خیال می کنند که ملت ایران ممکن است از مسائل جاری خود که می تواند استقلال، سرزمین، حقوق و آینده ما را به خطر بیندازد، غافل هستند. اما من می خواهم بگویم که آنها اشتباه می کنند و به یکی از این مسائل اشاره می کنم. 

امروز مجدداً مذاکرات هسته ای آغاز شده و به سرعت درحال اجرا است.به نظرم اتفاق مهمی علیه ملت در حال وقوع است که باید به آن بپردازیم.

من همیشه طرفدار مذاکره و شروع کننده آن بوده ام. ما مذاکرات از موضع اقتدار و در جهت استیفای حقوق ملت انجام دادیم و به توافقات خوبی هم رسیدیم که یکی از آنها حل مسئله هسته ای از طریق تبادل و تبدیل تقابل به تعامل بود که متاسفانه از داخل کشور مانع شدند و می گفتند احمدی نژاد که کشور را هسته ای کرد، اگر مسئله هسته ای را در سطح بین الملل هم حل کند به قهرمان ملی تبدیل می شود. ببینید سطح فکر چقدر پایین است که همه چیز را شخصی می بینند لذا با همه توان جلوی آن را گرفتند.البته من به زودی درباره جزئیات این مسئله بیشتر صحبت خواهم کرد.

بعد از یک تجربه شکست خورده به نام برجام و در شرایط نامناسب مذاکرات آغاز شده است. بازهم تاکید می کنم که مذاکرات امری بسیار خوب و تنها راه حل مسائل است و من هم همیشه طرفدار آن بوده ام. لیکن مهم آن است که مذاکره از موضع ضعف نتیجه ای جز واگذاری ندارد.مگر در تاریخ ایران نتایج فاجعه بار مذاکره از موضع ضعف کم داریم.

رفتار فتحعلی شاه و دیگر شاهان قاجار در دادن بخش مهمی از کشور و امتیازات مهم مثل نفت به بیگانه در مقابل چشم ما قرار دارد.آیا باید از یک سوراخ چند بار گزیده شویم؟ مگر بخش مهمی از ایران را در مذاکرات از موضع نفت بخش مهمی از ایران را ندادند و مگر نفت را به مدت 60 سال به ثمن بخس به انگلیس ندادند؟ به گونه ای که خودش نفت را برداشت کند، خودش گزارش بدهد و سود و زیانش را بردارد و در آخر چیزی هم به ملت ایران بدهد؟ بر اساس اسناد تاریخی، قرارداد یک طرفه ایران را محاسبه کردم و به این نتیجه رسیدم که اگر بخواهند به قیمت امروز سهم ملت ایران را بپردازند باید دو هزار میلیارد دلار به ایران بپردازند.

در مذاکرات قبلی، هسته ای را دادند و برجام امضاء شد و جالب است که سخنگوی سازمان انرژی اتمی ایران با افتخار گزارش مستقیم می داد که همین الان بتن ها را در قلب راکتور ریختیم و گفت که پیش بینی شده بود شش ماهه این کار را انجام دهیم ولی به حل و قوه الهی این کار را زودتر انجام دادیم!

برجام یک سند کاملاً یک طرفه و علیه حقوق ملت ایران بود.با این قرارداد نه تنها مسائل حل نشد بلکه پیچیده تر شد و نه تنها فشارها کم نشد بلکه عمیق تر و گسترده تر ادامه یافت و دست مسئولان برای استیفای حقوق ملت خالی شد.

امروز به علت ضعف حکومت یا مقامات و مسئولین و به خاطر نارضایتی عمومی غیرقابل کتمان، دشمن صهیونیستی به صورت کشور سیلی زده است، اگر بلافاصله بعد از آن به مذاکره برویم آیا فردا پر روتر و گستاخ تر مشت و لگد نخواهد زد؟

متاسفانه بعد از انفجار نطنز اجازه مذاکره داده شد.در حالیکه قبل از آن صراحتاً اعلام شده بود تا تمام تحریم ها برداشته نشود و راستی آزمایی نشود مذاکره ای در راه نیست و این موضع رسمی کشور است.

انسان باید واقع بین باشد، آیا از مذاکره در چنین شرایطی جز وادادن و امتیاز دادن نتیجه ای حاصل می شود؟ بله مگر آنکه مانند دوره اول مذاکرات، متن توافق را از مردم پنهان کنند و در اینجا وارونه جلوه دهند و مدعی شوند که این توافق همه مشکلات را بالمره حل خواهد کرد!

آیا این رویکرد باعث نمی شود که دشمن مجدد ضربه دیگری بزند؟ آنگاه باز باید امتیاز بدهیم؟ آیا این کار ما دشمن را بد عادت نمی کند؟ من نمی گویم بجنگیم ولی راه های بهتری وجود دارد که می توان انتخاب کرد. تاسیسات ما را منفجر کردند می توانستید بگویید که ما دو ماه مذاکره نمی کنیم. متاسفانه همه امور هم که از مردم پنهان است و این خلاف صریح قانون اساسی است.

مردم صاحب کشورند. نباید چشم باز کنند و ببینند که امتیازات و تعهداتی داده شده و بخشی از حقوق و استقلال کشور به بیگانه داده شده است یا امتیازاتی داده شده که ملت به آسانی نمی تواند از زیر بار آن خارج شود.

علاوه بر آن، گروهی که برای مذاکره می روند سابقه خوبی ندارند.یک بار به ملت دروغ گفتند و ادعاهای بزرگی برای حل مسائل کشور در قبال دادن حقوق هسته ای در برجام مطرح کردند که بعداً معلوم شد واقعیت ندارند.هنوز متن برجام که طبق قانون اساسی باید در مجلس به صورت علنی مطرح و خوانده شود و بحث و تصویب شود، محرمانه مانده و نمایندگان مجلس هم از آن خبر ندارند.

قانون اساسی است که به همه اقدامات و مقامات اعتبار و رسمیت می دهد. همه مقامات حتی رهبری هم باید در چارچوب قانون اساسی عمل کنند و امتیازی برتر از مردم و یا خارج از قانون اساسی ندارد. اگر بنا باشد کسانی خارج از چارچوب قانون اساسی عمل کنند دیگر قانون اساسی بی معنا می شود و اگر قانون اساسی بی معنا شد، خود آن مقامات بی اعتبار خواهند شد. 

کسانی که برای مذاکره رفته اند فاقد اعتبار مردمی اند. باید معلوم شود با کدام مجوز و مشروعیت مجدداً وارد مذاکره شده اند و اعتبارشان را از کجا به دست آورده اند؟ معلوم است که این مذاکرات و در این شرایط جز امتیاز دادن به مستکبران نتیجه ای ندارد.

در کل دنیا رسم است که در چنین شرایطی، گروه مذاکره کننده باید رای اعتماد ملت را اخذ نماید اما در کشور ما اصلا این حرفها مطرح نیست زیرا عده ای پیدا شده اند که مردم را صاحب حق نمی دانند. رها کردن ملت به حال خود و از دست دادن مردم به عنوان پشتوانه اصلی و تنها پشتوانه حکومت، مسئولان و مقامات را از صلاحیت و شایستگی برای مذاکره با قدرت ها ساقط می کند.در این وضعیت چگونه می توان به استیفای حقوق ملت امید داشت؟ آن موقع که هسته ای را داشتیم و آنها تشنه گرفتن آن از ملت بودند، این قرارداد(برجام) را امضا کردید اما اکنون که برای مذاکره رفته اید و نه هسته ای را دارید و نه مردم حامی شما هستند، چطور می توان امید داشت که شما حقوق ملت را استیفا کنید؟! 

همه دنیا بدانند که هر امتیازی علیه ملت بدهند که حقوق ایران را تضییع کند، فاقد اعتبار است وملت آن را به رسمیت نخواهد شناخت.

می گویند وقتی ترامپ از برجام خارج شد مشکلات ایجاد گردید. سوال این است که مگر قبل از خروج ترامپ چه دستاوردی وجود داشت؟ شما ادعا می کردید که تمام تحریم ها یک جا و فوری برداشته می‌شود.کدام تحریم و در کجا برداشته شد؟ کدام قرارداد مهم بسته شد؟

بدترین بخش برجام این است که رسیدگی به تخلفات طرف مقابل را به خودش داده اید. حداقل حقوقی که در یک قرارداد باید رعایت شود، این است که حل اختلاف باید شفاف و در شرایط برابر باشد اما این حق ملت را در برجام تضییع کرده اند. اول گفتند نمی دانستیم، حالا می گویند متن را خودمان نوشته ایم، اگر اینطور است مسئله فرق می کند و مسائل دیگری مثل خیانت مطرح می شود. این یک فاجعه حقوقی است که اختیار کشور را به شش کشور مخالف ایران داده اید.

وقتی قانون اساسی زیر پا گذاشته می شود و یک قرارداد بسیار مهم حقوقی بدون قرائت و بحث و بررسی آن در مجلس و بدون اطلاع مردم به تصویب می رسد، باید توجه داشت که حتماً به ضرر ملت است. نگران چه کسی بودید که مطلع نشود و می گفتید اگر مطلع شود مشکل ایجاد می شود و آن را پنهان کردید؟

مستکبران خودشان صهیونیست ها را می فرستند تا به مراکز ایران حمله کنند تا ایران را وادار به تسلیم نمایند.آنگاه که نتیجه گرفتند خبری نمایشی منتشر می کنند که بله آمریکایی ها به صهیونیست ها تشر زده اند که حمله شما به تاسیسات هسته ای به مذاکرات لطمه می زند! کدام مذاکرات؟ مذاکرات یک سویه به نفع خودشان را می گویند؟ یک نمایش دروغین برای لطمه زدن به ملت ایران. معلوم است که همه اینها یک نقشه و بخش های یک سناریو برای فریب ملت ایران است. اما من اعلام می کنم که ملت فریب نخواهد خورد.

بعد از اینکه نتایج سوء این نوع توافقات آشکار می شود هیچ کس هم مسئولیت نمی پذیرد. همه می گویند نظر ما نبود و نظر ما چیز دیگری بود.

بالاخره چه کسی مسئول است؟

همین ابتدای سال فرمودند که تا تمام تحریم ها برداشته نشود مذاکره ای در کار نیست و این موضع قطعی جمهوری اسلامی است. هنوز یک ماه نگذشته و بعد از اجرای سناریوی حمله رژیم صهیونیستی به طنز، اجازه مذاکره داده شد. من همیشه موافق مذاکره بوده ام اما مذاکره باید در شرایط عدالت و احترام باشد که خود بنده آغاز کننده آن بوده ام.

حرف من این است که بعد از انفجار نطنز، ورود به مذاکرات از موضع ضعف، آیا جز به معنای امتیاز دادن است؟آیا نتیجه دیگری ازاین مذاکراتی حاصل خواهد شد؟ آیا این به معنای بالا بردن دست ها نیست و چنین کسانی می توانند دستاورد مثبتی داشته باشند؟ دستاورد متعلق به کسانی است که دست هایشان به قدرت باز باشد.آیا این رویکرد، جسارت دشمن را بیشتر نمی کند و سطح ادعاها و مطالبات نامشروع او را بالا نمی برد؟آیا راه را یاد نمی گیرند که با یک حمله می توانند مقامات را به تسلیم وادارند؟!

به ملت شریف می گویم و هشدار می دهم که این مذاکرات دستاوردی جز خسارت و وادادگی ندارد. ظاهری مثل برجام درست می کنند تا مردم را فریب دهند و برای این کار امضاء قرارداد را در برابر رفاه و پیشرفت کشور و حل مسائل قرار می دهند و می گویند هر کس مخالف توافق است مخالف حل مسائل مردم است و این یک دروغ بزرگ است.

من با بقیه مخالفانی که از موضع جناحی رفتار می کنند و در وقت لازم، به همین توافق هم ظرف 20 دقیقه رای می دهند کاری ندارم.من از موضع ملت صحبت می کنم. 

در آغاز مذاکرات برجام سه دروغ بزرگ را گفتند که خزانه خالی است، انبارها خالی است و دولت بدهکار است. در حالی که انبارها برای یکسال کالا ذخیره شده شده بود. 150 میلیارد دلار ارز و طلا برایشان گذاشته بودیم و یک ریال از کسی قرض نگرفتیم که بدهکار باشیم. وضع تثبیت شده و نسبت به امروز آشکارا بسیار خوب بود و تاسیسات هسته ای هم در دستشان بود، رفتند برجام را امضاء کردند اما معلوم نیست امروز که وضع خراب است و قدرت هسته ای را هم ندارند با چه چیزی می خواهند معامله کنند.

معلوم است که مستکبران دنبال ضعف ملت ایرانند و ضعف مسئولان را بهترین فرصت می دانند.هشت سال کشور و ثروت ملت و نیروی انسانی فعال را معطل کردند و اقتصادی منفی و متلاشی شده در برابر ملت قرار دادند. امروز هم خط همان است و می خواهند باقیمانده توان ملت را بگیرند. 

راه اصلی برای نجات کشور، بازگشت به مردم و خواست و اراده مردم و میدان دادن به آنان و تکیه بر ثروت خدادادی داخلی و توانمندی های جوانان عزیز و البته اصلاح سیاست خارجی است. سیاست خارجی از موضع وادادگی باید به موضع احترام و عدالت و برادری تغییر یابد. فرصت های زیادی در جهان وجود دارد که باید استفاده کرد.

اگر درهای ثروت کشور را باید به روی مردم بازکنند و به مردم میدان داده شود تا فعالیت کنند، خود مردم شرایط کشور را ظرف چهار یا پنج سال به کلی تغییر خواهند داد. در سیاست خارجی کشور نیز باید تحولات و تغییرات اساسی اتفاق بیفتد و بر اساس عدالت و احترام با همگان و بویژه همسایگانمان رفاقت و دوستی کنیم. 

متاسفانه همه راهها را بر ملت ایران بسته اند و یک راه را باز گذاشته اند و می گویند الا و لابد باید با آنها امضاء کنیم. من نمی خواهم مذاکره و تفاهم نشود، اما نمی شود هشت سال یا 16 سال سرنوشت تمام کشور را به مذاکرات و توافق با آمریکا گره زد و همه فرصت های بین المللی و منطقه ای را از بین برد! 

بسیاری از همسایه های نفتی ما که پولهایشان در بانک ها و شرکت های آمریکایی است بارها به من می گفتند که اجازه دهید ما پولهایمان را در ایران سرمایه گذاری کنیم. آنها پول های ما را بالا می کشند و به ما زور می گویند اما به شما اطمینان داریم . متاسفانه همین ها راه ها را می بستند و اینقدر راه را ناهموار و سنگ اندازی می کردند که طرف از سرمایه گذاری در ایران پشیمان بشود و از راهی که آمده است برگردد. 

کاری کرده اند که سرنوشت سیاسی داخل کشور ما هم به دست بیگانگان بیفتد. به طور علنی می گویند که ما مذاکره می کنیم تا پولی را بدهند و برای مدتی گشایشی در داخل ایجاد شود تا در انتخابات نتیجه بگیریم. معنایش این است که کلید مسائل کشور را در اختیار بیگانه قرار داده اید.

اکثر کشورهای دنیا دوست دارند با ایران مراوده و همراهی داشته باشند. اینها یک دوره آفریقا و آمریکای لاتین و آسیا را مسخره می کردند. با هر کشور دو تا قرارداد ببندید اقتصاد کشور راه می افتد و می بینید که برکت از تمام دنیا به سمت ایران سرازیر می شود. اما همه را قیچی کردند و یک راه گذاشته اند که باید برویم با کدخدا ببندیم. این سیاست خارجی غلط است و به بن بست ختم می شود.

ملت بزرگ، نجیب، صبور، پرکار، قانع و فداکار ایران را که سیصد هزار شهید و چندصد هزار جانباز در راه انقلاب داده است، اگر کسی شکر وجود این ملت را به جا نیاورد از ناحیه خدا بالاترین عذاب ها برایش نازل خواهد شد. نباید ملت را به جایی برسانید که هرچه شما بگویید ضد آن را عمل کند. این اشکال از ملت نیست بلکه ناسپاسی کسانی است که ملت را نادیده گرفتند.

این پست ها هیچ ارزشی جز برای خدمت به مردم ندارد. این سقوط کامل است که کسی به خاطر پست ها و مسئولیت ها از حق مردم سرسوزنی کوتاه بیاید. بعضی ها به من نصیحت می کنند که این حرفها را نزن و بگذار تا از این گردنه عبور کنی. در حالی که ما می خواهیم از این گردنه عبور کنیم تا بتوانیم این حرفها را بزنیم و حق ملت را استیفا کنیم. با سیاسی کاری و پنهان کاری حق مردم نه تنها استیفا نمی شود بلکه تضییع می شود.

من به همه آنها نصیحت می کنم که قدر ملت ایران را بدانید . اینقدر ملت را تحقیر و له نکنید. خدا نکند که روزی ملت ایران از کسی برگردد که اگر برگردد، خدا هم از آنها روی برخواهد گرداند و دیگر روی کره زمین جایی برای زندگی پیدا نمی کند. به ملت برگردید و آغوشش برای پذیرش کسانی که از مسیر غلط بازمی گردند، باز است. 

اطمینان می دهم که به فضل الهی و لطف خدا و امام زمان(ع) و با همت ملت ایران مشکلات، ضعف های اقتصادی و اخلاقی و این فسادهایی که هرروز خبرهایش را می شنوید، به زودی از این سرزمین برچیده خواهد شد و ملت بزرگ ایران به جایگاه شایسته خودش دسترسی پیدا خواهد کرد.

دکتر احمدی نژاد در این دیدار همچنین به تجلیل از مردم استان قزوین پرداخت و افزود: قزوین خطه تاریخی و از پایگاه های اصلی شکل گیری و ماندگاری فرهنگ و تمدن ملت ایران است. در طول تاریخ مردم قزوین در مسیر اعتلا و عزت ایران و استمرار ارزش های الهی و فرهنگ اهل بیت مجاهدت کردند و بخصوص در مقطع بازیابی مجدد ایران در یک دوره ای قزوین پایتخت ایران بود.

وی افزود: ایران بعد از ساسانیان تقریبا هویت و موجودیتش گم شد اما وقتی قرار شد ایران دوباره یکپارچه وهویت ملت ایران بازیابی شود،قزوین مرکز فرماندهی و مدیریت امور ملت ایران شد. آثار تاریخ از فرهنگ و هنر و میراث فرهنگی و ساختمانها و نوع روابط اجتماعی در قزوین بسیار منسجم، متعالی و الهام بخش است. قزوین دارای مفاخر فراوانی است و همه این مفاخر به نوعی در شهید بزرگوار رجایی متجلی است. تقریبا همه حاکمان در طول تاریخ تصور می کنند که طول دوره حکومتشان مهم است و به همین خاطر به زمین و زمان گیر می دهند و آسمان و ریسمان را به هم می بافند تا دوره حکومتشان طولانی تر بشود اما شهید رجایی نشان داد که طول دوره حکومت مهم نیست. شهید رجایی کلا یک ماه رئیس جمهور و هشت ماه هم نخست وزیر بوده است. او در شرایطی مدیریت کرد که درموضوع انقلاب ما شرق و غرب با هم متحد شده بودند و ایران تحریم شده بود و جنگ را هم بر ملت ما تحمیل کرده بودند و همه مستکبرین در مقابل انقلاب ایستاده بودند، اگر الان از مردم بپرسیم که شهید رجایی چه کاری را انجام داد، هیچکس نخواهد گفت که او راه و پل و مدرسه و ... ساخت، بلکه به منش و اخلاق و نگاه و طمانینه و عزت نفس درونی و صلابت ومقاومت او در برابر فشارها علیه ملت ایران اشاره می کنند. لطف شما و ملت ایران است که بنده را با شهید رجایی مقایسه می کنید و از این طریق می خواهید فرزندان خودتان را تشویق کنید و الا نگاه من به شهید رجایی از زمین به سمت آسمان است.

لینک کوتاه : https://drahmadinejad.com/fa/535
  • منبع : وب سایت رسمی دکتر احمدی نژاد


    نظر شما

    About text formats

قوانین ارسال دیدگاه