ساختار بودجه

 مدیریت ایرانی|| قسمت چهاردهم ساختار بودجه

بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه و النصر واجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه

 

 بودجه

امروزه در مدیریّت کشورها بودجه، نقش بسیار مهمّی را ایفا می­کند. بودجه در واقع تصویری از برنامه یک­ساله است. معمولاً چشم­انداز 50 ساله- 100ساله تعریف می­کنند. بعضاً برنامه­ای 5ساله و 10ساله می­بینند که البته در دنیا منسوخ شده است، منتها در ایران هنوز داریم.  اما وقتی چشم­انداز تعریف شد، هرسال یک برنامه­ای در راستای چشم­انداز داده می­شود. در پایان سال ارزیابی می­شود، اگر [لازم] شد برای سال بعد اصلاحاتی در آن اتفاق می­افتد. بودجه باید بسیار شفاف و عملیاتی و مختصر باشد. 

برنامه بودجه باید ذیل قوانین ثابتی باشد

 امروز متأسفانه ب­واسطه ساختار حکومتی و دولتیِ ما که بر اساس توسعه اختیارات و دایره دخالت در زندگی مردم برنامه‌ریزی شده و تهیه می­شود، ما یک ساختمان و ساختار بسیار پیچیده عریض و طویل داریم که [به­اندازه] چندین دفترچه، هرسال در بودجه صدها حکم، دستور و تصمیم جدید وارد می­شود.

کشور باید بر اساس قوانین ثابت اداره شود. این که قوانین ثابت هرسال در قانون بودجه بارها و بارها دستخوش تغییر می­شود و بعد خود این قانون بودجه هم در طول سال چندبار هم اصلاحیّه می­خورد؛ معنایش این است که ما نمی­توانیم به افق های دراز­مدت نگاه کنیم. حتی در سطح یک­ساله هم نمی­توانیم برنامه­ریزی کنیم. من رفتم از اولین قانون مشروطه تا به امروز را مطالعه کردم، اولین قانون بودجه ما دو صفحه است! دولت این چند رقم پول را از این­جاها به­دست می­آورد و این­جاها هزینه می­کند. دیگر قانو­نویسی جدیدی در آن اتفاق نمی­افتد. 

وضع کنونی قانون بودجه؛ مانع اصلاحات اقتصادی و مدیریّتی

اما [اکنون] هرسال در قانون بودجه یک قانون‌­نویسی مفصّل اتفاق می­افتد. تمام قوانین ثابت، همه به اقتضای گرایش نمایندگان یا گرایشات دولت، تغییر می­کند. به همین­خاطر شما هیچ طرح اساسی و کلان و ملّی را از قالب بودجه نمی­توانید پیاده کنید. نمی­گوید نمی­توانید سدّ بسازید یا راه بسازید یا فرودگاه؛ این­کارها را می­شود کرد؛ اما نمی­توانید در ایران اصلاحات اقتصادی و اصلاحات مدیریّتی درست کنید. چون اصلاحات اقتصادی و اصلاحات مدیریّتی، بر پایه قوانین ثابت شکل می­گیرد.

بودجه کنونی سرگردانی را ایجاد میکند و دور از هدف های اصلی است

ما نمی­توانیم از قِبَل این بودجه، ارزیابی روشنی از عملکردها داشته باشیم. چون آن­قدر گسترده است که خیلی­ها نمی­توانند بخوانند؛ خیلی­ها متوجّه نمی­شوند؛ این نوع برنامه‌­ریزیِ بودجه، فقط چندتا وزارتخانه برای حسابداری می­خواهد، که اینجا باید [پول و منابع ] در بیاوری و اینجا باید خرج کنی. این­قدر درصدش را باید اینجا بدهی، این­قدر درصدش را باید اینجا خرج کنی. این­قدر پیچیده است که در دل تمام سازمان­ها و وزارتخانها یک بخش وسیعی برای تطبیق دادن اینها با واقعیت است. بعد هم یک سازمان عریض و طویلی به‌عنوان حسابرسی دولتی یا دیوان محاسباتی باید بیاید ببیند که درست عمل شده یا نه. بدون توجّه به این­که کل اینها باید هدف را دنبال کند، مشکلی را حل کند، اصلاحی در ساختار به­وجود بیاورد. یک پیشرفت اساسی را در کشور رقم بزند، و یک طرح کلان ملّی را جلو ببرد. 

وضع کنونی بودجه مانع چابکی مدیریت کشور می­شود

ساختار بودجه به‌­گونه ای نوشته می­شود که تقریباً دولت، خلع ید است. اصلاً جایی برای مدیریّت کردن، بالا بردن بهره­وری، کاهش هزینها باقی نمی­ماند. برای این­که تا یک­ریال آخرش معلوم است به چه کسی باید داده شود. ریز نوشته­اند که این­قدر اینجا بده، این­قدر اینجا بده، این­قدر اینجا بده، اصلاً ساختار تصمیم­گیری ما در قانون بودجه، همان ساختار با آن عیب و ایرادی که داشت، ضربدر پنج می­شود. برایتان مثال بزنم. ما یک وزیر نیرو داریم مسئول آب و برق و سدّ و شبکهای برق و توزیع انرژی در کشور است. اما ده­ها سازمان و شرکت زیرمجموعه درست شده است که بودجه را مستقیم خودشان می­گیرند و وزیر فقط باید خواهش و تمنّا بکند. حداکثر با عزل و نصب باید مدیریتش را بکند، نمی­تواند از ابزار منابع برای پیشبرد سیاست­ها استفاده کند. آموزش­عالی همین است، بهداشت همین است، تمام وزارتخانهایی که منابع می­گیرند همین­طور است، غلط است. بودجه باید عملیاتی باشد، آقای وزیر نیرو ما این پول را به تو می­دهیم، باید این پنج تا کار انجام شود و تمام. توزیعش هم در کشور با این رابطه عادلانه باشد. برو انجام بده می­آیم ارزیابی­ات می­کنم. اما این­قدر توسعه پیدا کرده و آن نگاه بخشی و محلّی هم وارد شده، هزینه­ا به‌­شدّت بالا می­رود. اصلاً هیچ فعّالیّتی در قانون بودجة ما قابلیت ارزیابی ندارد. مثلاً یک پروژه­ای که دوساله باید انجام شود، دوازده ساله انجام می­شود. ارزش ریالی که روز اول به او دادیم، با ارزش ریال روز آخر، اصلاً قابل مقایسه نیست. اگر بخواهیم به­روز کنیم، با این شیوه بودجه­ریزی، هزینه پروژه­های تمام‌ ­شده ما حداقل دو برابر است.

بودجه چند صفحه بیشتر نباید باشد. آن­هم بسیار شفاف و به گونه­ای تدوین شود که عموم مردم آن را بفهمند. هیچ حکمی که قوانین ثابت را تغییر می­دهد در بودجه نباید باشد.  

اصلاح ساختار بودجه فرع بر اصلاح ساختار اداره

می­گویند «اصلاح ساختار بودجه»؛ اصلاح ساختار بودجه اول به اصلاح ساختار اداره کشور برمی­گردد. [وقتی] کشور را بخشی و محلّی اداره ­کنیم، چند پارچه اداره ­کنیم، [در این­صورت] نمی­شود بودجه یکپارچه هدفمند را تنظیم کرد. نشدنی است. آن را باید درست کنیم، آن کاهش دایره اختیارات را انجام بدهیم. دولت کوچک و سیاستگذار و ناظر، مسئول امنیّت و مسئول قضاوت و نویسنده و تهیه کننده استانداردها بشود، بقیه[امور] به مردم واگذار شود، بودجه چه­قدر می­شود؟ بودجه محدود می­شود.  

کسر بودجه و استقراض از بانک مرکزی

امروزه خود این بودجه از عوامل اصلی مشکلات اقتصادی است. چرا؟[چون وقتی] همه کارها را دولت می­خواهد انجام بدهد رقم­ها بالا می­رود و هرسال دولت رقم­ها را بالا می­برد؟ [لایحه بودجه را] می­دهد مجلس، مجلس هم به آن اضافه می­کند. تا آنجایی که من یادم هست، غیر از یک­سال، همه سال­ها بودجه، غیر واقعی نوشته می­شود. یعنی درآمدهای غیرواقعی تعریف می­شود، در ازای آن، هزینه­ای واقعی تعریف می­شود. این به کسر بودجه تبدیل می­شود. کسر بودجه یعنی استقراض از بانک مرکزی و استقراض از بانک مرکزی امروز، یعنی ضرب­در هشت­برابر تخریب اقتصاد.

وقتی می­گوییم دولت یک واحد استقراض می­کند، ضرب­در هشت، تأثیر منفی دارد که عمده­اش خودش را در تورم نشان می­دهد. تورّم اصلاً امکان برنامه­ریزی را می­گیرد و همة اعداد و پدیده‌های اقتصادی را غیر واقعی می­کند. وقتی غیر واقعی شد، برنامه­ریزی‌ها درست انجام نمی­شود. شما نمی­توانی یک جهت­گیری مثبتی را برای کشور طراحی کنی و جلو ببری. 

موانع مجلس برسر راه بودجه

من معتقد هستم که مجلس نباید در بودجه دخالت بکند. دولت تلاش می­کند و یک بودجه­ای را تنظیم می­کند، مجلس دل و روده­اش را ب­ه‌هم می­ریزد و از اول بودجه تنظیم می­کند. این، هم دایره مسئولیتها را مخدوش می­کند و هم این­که چنین بودجه­ای با آن نگاهی که در مجلس است، اصلاً نمی­تواند کشور را جلو ببرد. مجلس فقط باید بله و نه بگوید. باید بگوید به سقف بودجه من ایراد دارم، با قانون برنامه انطباق ندارد، درآمد با هزینه نمی­خواند، و ... ایرادهای این­جوری را با دولت تفاهم کند و اگر اشکالی را مجلس می­بیند، دولت خودش ببرد با حفظ انسجام و جهت­گیری­های بودجه، اصلاحات را انجام دهد. اما دولت بودجه می­دهد و مجلس هم دستکاری اش می­کند، مسئولیتی هم به­عهده نمی­گیرد، هیچ چیزی جلو نمی­رود و همه هم راضی­اند! 

اصلاح ساختار بودجه

ساختار بودجه باید اصلاح شود، چگونه؟ همراه با ساختار اداره کشور. از نگاه محلّی و بخشی بیرون بیایند، نگاه ملّی و کلان (داشته باشند) و قاطعانه ممنوع کنیم که در قالب قانون بودجه، احکام جدیدی تعریف بشود. [اکنون] تقریباً دولت در اجرای بودجه حذف است، یعنی یک معاونت برنامه­ریزی کافی است و می­نشیند بودجه را تقسیم می­کند. تازه به­گونه­ای نوشته می­شود که بخش­های مختلف معاونت برنامه­ریزی در ارتباط با وزرا و نمایندگان و دیگران می­توانند اولویت­ها را جا­به­جا کنند. وقتی اولویّت­ها جا­به­جا شد، اهداف بودجه محقق نمی­شود، اهداف چشم­انداز محقق نمی­شود، به‌همین­خاطر همه ناراحت هستند.

برنامه های محقق نشده در 70 سال اخیر

بعد از انقلاب، شش هفت­تا برنامه نوشته شده، پنج شش تا [برنامه هم] قبل از انقلاب نوشته شده، همه ناراحت هستند و می­گویند برنامه محقّق نشده است، چرا نشده؟ برای این­که آن نگاه بخشی و محلّی را بردیم و مجلس هم اضافه کرده، منابع کاذب گذاشته، تعهدات واقعی اضافه کرده، خب هیچ­وقت عمل نمی­شود. ما صدتومان پول داریم، سیصدتومان تعهّدات ایجاد می­کنیم، خب تعهّدات هیچ­وقت محقق نمی­شود، همیشه عقب هستیم. باید اصلاح بکنیم و اساس، اصلاح ساختار تصمیم­گیری و ادارة کشور است و بعد هم قاطعانه نگاه بخشی و محلّی را از بودجه باید کنار بگذاریم. بودجه باید شفاف، مختصر، و بسیار عملیاتی باشد. 

لینک کوتاه : https://drahmadinejad.com/fa/569
  • منبع : وب سایت رسمی دکتر احمدی نژاد


    نظر شما

    About text formats

قوانین ارسال دیدگاه