کرونا و انتخابات ریاست جمهوری

 سخنان مهم  و روشنگرانه دکتر احمدی نژاد در مورد "کرونا و انتخابات ریاست جمهوری"

بسم الله الرحمن الرحيم

اللهم عجل لوليك الفرج والعافية و النصر واجعلنا من خير انصاره و اعوانه والمستشهدين بين يده

 اگر دقیق نگاه کنیم . هر موضوعی که از هر تربیون در خصوص انسان حقوق انسان ، حقوق مردم مطرح می شود ارزش دارد و در جایگاه خودش یک بمب خبری است. در هر نقطه‌ای از عالم که یک تلاشی در جهت استیفای حقوق مردم می شود، بمب خبری است، منتها الان قدرت ها و جریانات سیاسی که تمام ذهنیت شان معطوف به قدرت است، فقط به موضوعاتی که این قدرت را یک مقدار تکان می‌دهد، می‌گویند بمب خبری و الا همه موضوعاتی که انسان ارتقا می‌دهد، بمب خبری است. من دو مطلب را می‌خواهم خدمتتان عرض کنم. پیش از آن یک مقدمه کوتاه بگویم. بالاخره جمع ما یک جمع دانشگاهی و دانشجویی است و ما باید با همه پدیده های اجتماعی علمی و عمیق مواجه بشویم. برخوردهای لحظه‌ای، سطحی و غیرعلمی، جز به جدل ها و بگومگوهای بی حاصل و بستن فضای اندیشه و نهایتاً تفوق قدرت طلبان و قالتاق ها، نخواهد انجامید.

یک مسئولیت مهم برای کسانی که جامعه انسانی، کشور، انقلاب و ارزش های انسانی را دوست دارند، این است که باید تلاش کنیم از این هیاهوهایی که در آن حقیقت گم می شود، فاصله بگیریم و همه را به ارزیابی های علمی از پدیده ها دعوت کنیم. من می خواهم در حضور شما دو اتفاق یا دو پدیده را عمیق تر ارزیابی کنم.

امروز دو موضوع کرونا و انتخابات را کنار هم داریم. کرونا چیست؟ کرونا یک اتفاق واقع شده در فضای زندگی ما انسانها در سطح جهان است. حالا ویروسی را درست و منتشر کردند، من نمی خواهم وارد این موضوع بشوم که با چه اهدافی بود؟ چطور شد از دستشان در رفت و الان چه اهدافی از آن دنبال می شود . من نمی خواهم وارد آن بشوم. این حوزه مستقل است. اما واقعیت این است که امروز کرونا دارد تمام ابعاد زندگی ما را به شدت تحت فشار قرار می دهد . سلامت، اقتصاد، حتی فرهنگ، کل روابط اجتماعی آینده تحت تاثیر موضوعی به نام کرونا قرار می گیرد. حالا یک کرونا داریم و یک انتخابات. می خواهیم این دو موضوع را در کنار هم بررسی کنیم و ببینیم چه حاصلی دارد و چه باید کرد. از این طرف، دولت به طور مکرر می گوید که وضع کرونا یا وضع مواجهه مردم با کرونا یا اثرگذاری کرونا بر سلامت مردم اسف بار است و بحث از موج چهارم هم در میان است و دائماً یعنی یک سال و نزدیک سه ماه است که وقتی تلویزیون را باز می کنید 95 درصد اخبار شبکه خبر مربوط به کرونا است. زیرنویس ها همه مربوط به کرونا است و نوع اخبار منفی است.

برآیند مواضع مسئولین دولت و مسئولین بهداشت و درمان کشور این است که داریم به سمت بدتر شدن اوضاع حرکت می کنیم . می گویند پیک چهارم است و طولانیست. آنها گفتند که ما در مدیریت این پدیده ناتوانیم و باید به خدا پناه برد و دعا کرد. به طور طبیعی وقتی یک اپیدمی یا یک ویروس می آید، همه به فکر واکسن و واکسیناسیون هستند. حالا مقامات ما راجع به واکسیناسیون چه می گویند؟ دائما حرفهای آنها ضدّ و نقیض است. از پارسال که گفتند به زودی واکسن را به بازار می‌دهیم. الان هم می‌گویند به زودی به بازار می‌دهیم. بعد گفتند که واکسن از فلان جا می‌خریم! به فلان جا سفارش داده ایم! پول را داده‌ایم یا قرار است بدهیم! بعد گفتند که نه نتوانستیم پول را بدهیم! بعد گفتند چرا پول را داده ایم و آنها دارند جرزنی می کنند! یکی گفت که نه مربوط به تحریم است! و همین طور اطلاعات ضد و نقیض مفصل را در اذهان مردم سرازیر کردند. این را کنار میگذاریم و ببینیم که راجع به واکسن چه می‌گویند؟ می گویند درست است که واکسن را باید بزنید اما این واکسن ایمنی نمی آورد! یعنی وقتی واکسن  را هم زدیم باید بازهم پروتکل هارا رعایت کنیم! یعنی چه؟ یعنی ماسک  بزنیم! ارتباط نداشته باشیم! فاصله اجتماعی رعایت کنیم! و باید شهرها تعطیل باشد! مغازه ها تعطیل باشند! کارخانه ها و مغازه ها همه تعطیل باشند!

از آن طرف می گویند ماه‌ها و سال‌ها طول می‌کشد تا همه واکسینه بشوند! یا می گویند یک بار بزنید کافیست و بعد می‌گویند دوباره باید بزنید! یکبار گفتند ۶۰ درصد ایمنی می‌دهد! یک بار گفتند ۹۵ درصد ایمنی می دهد! دائماً اطلاعات ضد و نقیض و اخیرا هم که می‌گویند جهش های جدید این ویروس، واکسن را بی‌اثر می‌کند! خوب این مجموعه در برابر ماست. می گوییم خوب آینده چه می‌شود؟ می‌گویند ما نمی‌توانیم یک روشنی را در برابر شما قرار بدهیم! یعنی ما در یک فضای مبهمی داریم جلو می‌رویم! روشن هم هست الان یک سال و چند ماه گذشته ولی هنوز یک پروتکل قطعی به مردم معرفی نکرده اند!

 می گویند دانشمندان ایرانی نشسته اند و گفته اند مردم این سه تا کار را انجام بدهید تمام می شود و ضریب ایمنی تان را بالا می برد و ضریب ابتلاء را به شدت پایین می آورد! یک چند ماهی که می‌گفتند ما تمام سطوح را باید هر روز ضد عفونی کنید! چقدر مواد ضدعفونی کننده در حلق مردم رفت! بعد گفتند از سطوح منتشر نمی‌شود بلکه از تماس منتشر می‌شود! حالا می گویند از ترشحات بینی و دهان منتشر می‌شود! که همه اینها در دنیا و حتی در کشور خودمان هم مخالفان جدی دارد. حالا می گویند که نه آقا اصلا ربطی به این‌ها ندارد! نمی‌دانیم از کجا می‌آید و منتشر می‌شود! یکی گفت از هوا منتشر می‌شود! از آن طرف می گویند آقا مسافرت نروید، یعنی اگر از درب منزلتان سوار اتومبیل شوید و در مقصد در خانه تان پیاده بشوید، ویروس را منتشر می‌کنید! این در حالی است که در تهران روزی ۴ میلیون نفر دارند با مترو و اتوبوس به صورت کتابی نقل مکان می‌کنند! یعنی یک دستورالعمل روشن یا یک پروتکل سه یا چهار ماده ای را ارائه نکرده اند که مردم آنها را رعایت کنند! یا حتی تصمیمات اجتماعی به گونه ای اتخاذ می شود که مردم مترو را سوار می شوند اما مغازه ها بسته است! یک موقعی 6 بعد از ظهر تا ۴ صبح بود! بعد هشت بعد از ظهر تا ۴ صبح شد! هیچ کس متوجه نمی‌شودکه ارتباط اینها با انتشار کرونا چیست؟ الان ۱۰ شب تا ۳ صبح تعطیل تعطیل می‌شود، در حالی که معلوم نیست در این 5 ساعت چه اتفاقی در کرونا حادث می شود؟ آن وقتی که خلوت ترین شرایط شهر است ، یک عده جا به جا می شوند اما وقتی می بندید این جا به جایی ها به روز که زمان شلوغی شهر است، منتقل می شود و عملا روز متراکم تر می شود! یعنی دو دستورالعمل کاملا متناقض است. این فضای مبهم کرونا است. حاکمیت هم ادعاهای دولت را پذیرفته است و اعتراض و نقض نکرده است و نگفته است که دولت اشتباه می کند و بیخود می گوید یا چرا این گونه عمل می‌کند!

چند مساله وجود دارد. من نمی‌خواهم وارد آمارهای اعلامی بشوم، چون خود مقامات بهداشتی بارها گفته اند که آمارهای ما از دقت کافی برخوردار نیست و من اطلاع دارم که در شرایطی با اهداف غیرپزشکی و غیربهداشتی، آمار را کمتر و یا بیشتر از حد واقعی اعلام کرده اند! اما من نمی خواهم وارد آن بشوم و بگویم که الان دولت یک نمایش دومی به نام مذاکره راه انداخته است و در این فضای کرونا نمی خواهد کسی از محتوای آن مطلع بشود! یعنی یک طوری شده است که ما بگوییم آقا همین که زنده هستیم خوب است! آنها هم همینطور با مردم حرف می‌زنند و می گویند آقا همین که زنده ای برو خدا را شکر کن! یعنی یک فضای وحشتی برای مردم درست شده است تا آنجا که بعضی افراد به محض اینکه آزمایش آنها مثبت شده، سکته کرده و فوت کرده‌اند! و بعضی ها هم کرونا داشته‌اند و مراقبت می کردند و با مشکلی مواجه نبودند اما به محض اینکه به آنها گفته شد کرونا گرفته اند، یک باره منحنی بهبود آنها بر اثر ترس پایین افتاده است. این ترس را اخباری که روزانه از وحشت منتشر می‌شود؛ درست کرده است. من نمی‌خواهم راجع به فضای مذاکره صحبت کنم چون بعداً باید در باره آن به طور مفصل صحبت کنیم که چه چیزی دارد می‌گذرد؟ مبنای آن چیست؟ اصلا اعتباری دارد؟ روی چه موضوعی دارد بحث می‌شود؟ این هایی که برای مذاکره رفته اند، آیا نمایندگی ملت را دارند؟ و به چه اعتباری دارند حرف می‌زنند؟ این ها همه سوالاتی است که باید بحث کنیم و از حقوق ملت دفاع کنیم.

 اما امروز نظام یا حکومت جمهوری اسلامی از دو جنبه در معرض قضاوت تاریخی قرار گرفته است. یک آزمایش بزرگ پیش آمده است که آیا اساساً نظام جمهوری اسلامی به دنبال استیفای حقوق مردم هست یا نیست؟

جنبه اول آن کروناست. میدانیم و ملت هم می داند که مسئولین تراز اول کشور، بسیار مراقب سلامت خودشان هستند و واکسن را زده اند. اینکه واکسن کدام کشور را زده اند، بماند! خودشان واکسن‌ها را زده اند. حالا اگر اینطوری باشد که وزارت بهداشت می‌گوید، یعنی فضا ما مبهم است! ویروس گسترش پیدا می‌کند! موج چندم در راه است! مردم تکان نخورید! حاکمیت هم قبول دارد! در چنین فضایی چطور می شود از مردم انتظار داشت که در انتخابات شرکت کنند؟!

حالا بحث نارضایتی مردم هم بحث دیگری است و الان وارد آن نمی شویم. اینکه می گویند در خانواده هم دور هم جمع نشوید! بعد بگویید که مردم بیایند در انتخابات شرکت کنند! معنایش این است که مردم باید ریسک سلامت خودشان و خانواده شان را با شرکت در انتخابات بپذیرند! مردم باید چند ساعت در صف بايستند. واقعا این ظلم به ملت نیست که در این فضای وحشت کرونا و اپیدمی که نمیدانیم از کجا حمله می کند و داریم نهی می کنیم که چهار نفر از اعضای خانواده هم دور هم جمع نشوند، حالا بگوییم شما بیایید در یک انتخابات سرنوشت ساز شرکت کنید و این ریسک را بپذیرید! یعنی بپذیرید که خانواده تان و خودتان بگیرید و به اصطلاح این ویروس سخت و کشنده را تحمل کنید! این ظلم است و علاوه بر ظلم هایی است که از ضعف مدیریت اجرایی و تصمیمات غلط بر مردم تحمیل شده است و من نمی خواهم به آن بپردازم.

سوال این است که اگر قرار باشد قبل از اینکه موضوع کرونا مشخص شود و تکلیف مردم روشن بشود یا به حداقلی از کنترل دسترسی پیدا کرده باشیم، انتخابات برگزار گردد، آیا این معنایش این نیست که می‌خواهیم مردم را به دل خطر بسپاریم؟!

من فکر می کنم که در موضوع انتخابات و کرونا، در هر صورت ملت ما زنده خواهد بود. اگر بپذیرد که برای انتخابات برود، باید ریسک کرونا و تلفات گسترده در کشور موج چهارم و پنجم و اینها را باید بپذیرد!

مردم در نوروز امسال 30 درصد سال های گذشته به مسافرت رفته اند، تمام مسئولیت ها سر مردم شکسته شده است که مردم مسئول هستند! اگر مردم بخواهند بروند در انتخابات شرکت کنند و چند ساعت در صف اجتماع و تراکم داشته باشند که دیگر به طریق اولی مسئول انتشار ویروس خواهند بود و بعد از آن باید شاهد یک موج سنگین تلفات در کشور را باشیم! یعنی خانواده ها در خطر قرار می گیرند و معنایش این است که مرگ و میر گسترش پیدا می کند! چه کسی مسئولیت این فاجعه را می پذیرد؟

الان که کرونا گسترش پیدا کرده است و روزی ۴۰۰ تا ۴۵۰ نفر ۳۸۰ نفر تلفات داده ایم، گناهش را گردن مردم انداخته اند و می گویند مردم در نوروز به سفر رفته اند. فردا که مردم در انتخابات و برای رای دادن رفتند و کرونا گسترش یافت، مسئولیت آن با کیست؟ این را مخصوصا خطاب به کسانی می‌گویم که مسئول برگزاری انتخابات هستند و ندارند تصمیم می‌گیرند. آنها باید بدانند راجع به چه چیزی دارند تصمیم می گیرند! چه کسی مسئولیت از دست رفتن جان انسان‌های زیادی را در موج بعدی با این مدیریتی که ما دیده ایم و حتمی است، برعهده خواهد گرفت؟ بالاخره یک نفر باید در کشور مسئولیت بپذیرد.

حالت دوم: اگر مردم به خاطر کرونا تصمیم گرفتند در انتخابات شرکت نکنند، باز هم مردم بازنده هستند، یعنی مردم از مهمترین حقوق اجتماعی که حق تعیین سرنوشت است، باید چشم پوشی کنند. اگر بروند، باید بپذیرند که مسئولیت مریضی و پخش کرونا بر عهده آنها گذاشته خواهد شد و اگر نروند، باید از بزرگترین حق انسان که حق تعیین سرنوشت است، چشم پوشی کنند. پس از هر دو طرف مردم ضرر خواهند کرد!

انتخابات ریاست جمهوری هم که انتخابات بسیار مهمی است. مهمترین انتخاباتی که در کشور برگزار می‌شود انتخابات ریاست جمهوری است. یعنی کل ملت جمع می‌شوند و می خواهند روی یک نفر تفاهم کنند. فرق می‌کند با مجلس و شورا و اینها که از هر گوشه یک نفر انتخاب می‌شود و جمعشان یک هویت پیدا می‌کند. اینجا انتخابات ملی است. یعنی همه می‌آیند و می‌خواهند بالاترین مقام رسمی کشور را انتخاب کنند و این خیلی مهم است. میزان اثرگذاری آن در سرنوشت مردم، با انتخابات شورای شهر و روستا و مجلس و چه و چه فرق می کند و سطح انتخابات ریاست جمهوری خیلی بالاتر است. بیشتر است یعنی اگر مردم یا این که بزرگی را از دست می دهند یعنی دو طرف ضرر ملت بازنده است. بحث دیگر پرشور بودن انتخابات است.بارها شده است که مقامات کشورمان گفته اند انتخابات باید پرشور باشد. درست هم هست. پر شور بودن به معنای مشارکت گسترده مردم است. به این معنا نیست که مردم فریاد بزنند یا آواز بخوانند و بروند رای بدهند. پرشور بودن به معنای آن است که به طور گسترده در انتخابات شرکت کنند. حضور حداکثری هر چه بیشتر بهتر است. این معنای پرشور بودن انتخابات است. حالا ما صرف نظر می کنیم از اینکه یک انتخابات پرشور به چه لوازمی نیاز داردو کف آن این است که مردم به برگزار کنندگان انتخابات و ساز و کارهایی که می خواهد انتخابات را برگزار کند اعتماد داشته باشند. چون الان می‌گویند الکترونیکی و پستی باشد و یک چیزهایی را در این فضای کرونا آورده اند که من حالا وارد نمی شوم و بحث مستقل لازم دارد است اما می‌خواهم بگویم که برگزاری انتخابات در شرایط کرونا حتماً منجر به انتخابات پرشور نخواهد شد. خیلی روشن است که مردم باید ریسک کنند. چند درصد مردم ریسک مریضی را می پذیرند؟ نمی پذیرند. به عنوان کوچک همه و به عنوان فرزند کوچک ملت سوال می کنم که در این شرایط ریسک کرونا، آیا برگزاری انتخاباتی که می‌خواهیم پرشور باشد، یک امر عقلی و منطقی است؟امروز هم سایه سنگین کرونا روی سر مردم است و هم سایه سنگین نارضایتی عمومی از نحوه اداره کشور وجود دارد. بخش وسیعی از مردم از نارضایتی عبور کرده اند و الان خشمگین اند. وقتی صحبت می کنیم، بلافاصله فنر در می رود! آیا در این شرایط کرونا و این شرایط نارضایتی عمومیف صحبت‌کردن از انتخابات پرشور چقدر می تواند منطقی و واقع بینانه باشد؟ به حرف که نیست بگوییم انتخابات باید پرشور برگزار شود. شرایط و لوازم آن باید فراهم بشود. به سخنراني نيست.

حالا بگوییم پرشور ولی آیا اکثریت ملت این را قبول می کند؟ اصلاً این امر قابلیت جا افتادن در بین مردم را دارد؟ یعنی مردم که دارند نگاه می کنند و فضا را می بینند بگویند بله درست می گویند انتخابات را دارند پرشور برگزار می کنند. چطور ممکن است جا بیفتد؟

من حالا می خواهم خیلی صریح و به قول دوستمان بی پروا بگویم. همان قدر که تاکید بر حضور مردم و پرشور بودن و مشارکت مردم در انتخابات مهم و منطقی و عقلانی است و در سرنوشت ملت تاثیر گذار است به همان میزان برگزاری انتخابات در شرایط فعلی غیرمنطقی است. درست در نقطه مقابل هم قرار دارد و محقق نمی‌شود. این دو تا را نمی‌شود با هم جمع کرد. هم بگوبیم پرشور و هم بگویم که کروناست. نشدنی است. البته در کشور ما این مساله گفته می شود، ولی خوب مردم این را نمی پذیرند.

حالا هرچقدر هم روی آن پافشاری کنند، تردید بیشتر می‌شود که آیا شما اصلاً این اصرار واقعیتی دارد یا اینکه تبلیغات است! و بعد هم ذهنیت‌ها را آشفته می کند، در این شرایط می‌گویند که بیا ریسک بپذیر! مردم سئوال می کنند که چرا اینقدر اصرار است؟ ذهنیت ها به خاطر خود کرونا و شرایط اقتصادی و اجتماعی یکی دو سال اخیر به شدت پراکنده و پریشان است و این هم پ یک چیز اضافه ای بر آن بشود.

حالا یک دلیل دیگری برای تعویق انتخابات هست که من این را در چند روز آینده عرض خواهم کرد. واقعاً چه اشکالی دارد که از دولت خواسته بشود که آقای دولت ۱۴۰ کشور ۱۵۰ یا کشور کرونا را کنترل کرده‌اند. کل شرق ؛ آفریقا و اروپا و آمریکای لاتین کنترل کرده اند و بعد شما به یک کشور شرقی چسبیده اید که آن را هم اگر به صورت آمار جمعیتی نگاه کنیم، تلفاتش خیلی کمتر از ماست. کشوری که ۱۵ برابر ما جمعیت دارد، آمار تلفاتش را با ما مقایسه می‌کنند، معلوم است که جمعیتش بیشتر از ماست اما آیا تلفاتش هم بیشتر از ماست؟ خیر. و خود آنان بیشتر از ما استقبال تلفاتش هم ۱۵ برابر ماست؟ نه اینگونه نیست. در شیپور می دمند که همه جا وضع خراب است. به خدا همه جا خراب نیست کل شرق کنترل کرده است. کشورهای اطراف خودمان را ببینید، کشورهای خلیج فارس عراق پاکستان و افغانستان کنترل کرده اند. تلفات در ترکیه ۱۲ تا ۱۸ مورد است. آذربایجان، ارمنستان، ترکمنستان کنترل کرده‌اند. آیا اشکالی دارد که یک مهلت برای دولت قرار داده شود که ظرف یک ماه یا دوماه موظف به کنترل هستی و اگر نمی توانید، کنار بروید.

چرا باید ملت کسی را که نمی تواند کنترل کند  و این همه حرف های ضدّ و نقیض می زند، تحمل نماید؟ چند برابر خرج می‌کنند و یک چندم نتیجه می گیرند! چه اصراری است؟ بگوییم اثرات خوب شما یک ماه دو ماه فرصت دارید این را کنترل کنید و بعد از آن انتخابات را برگزار کنید. نه اینکه ملت از دو طرف ضرر کند. البته دلیل دوم آن را دو سه روز دیگر عرض می کنم.

انگار یک عده ای دوست دارند که مردم نیایند پای صندوق که میماند برای بعد من واقعا از موضع خیرخواهی عرض می کنم. مثل همه شما کشورم و مردم ایران را دوست دارم. در برابر سرنوشت کشور احساس مسئولیت می کنم و دلسوزانه می گویم که مدیریت کنید یعنی مدیریت هیچ اثر بیرونی ندارد؟ دنیا چگونه مدیریت کرده است؟ می‌روند آمار آمریکا را می دهند. آمریکا چهار برابر ما جمعیت دارد. به نسبت جمعیت، تلفات همه شان از ما کمتر است. مردم ما هستند که دارند از بین می روند! اینها پدر و مادر من و شما هستند خواهر و برادر من و شما هستند. فرزندان ما هستند. به هرحال ۴۰۰ ۳۰۰ تا ۵۰۰ آیا کم است؟ هر یکی از آنها برای ما یک جهان است. آدم باید خودش را به جای آنها بگذارددتا ببینند ابعاد آن چیست؟ حالا برای دولت اگر کرونا یک خیال شیرین است که برود از خلال این مذاکرات بی فرجام برای خودش یک نمدی سرهم کند، یک کلاه امارتی درست کند! واقعاً متاسفم که در این فضا بروند برای خودشان مذاکره کنند و بعد فردا بیایند به مردم چهار تا  اطلاعات نادرست بدهند و به خیال خودشان ذهن ها را مشغول کنند تا بتوانند در انتخابات یک نتیجه اب بگیرند! برای اینها متأسفم. ممکن است برای اینهایی که دنبال مذاکرات بی فرجام هستند، یک خواب یا یک رویای شیرین باشد اما به نظرم برای تصمیم گیران اصلی کشور یک فرصت است. فرصت بیداری و بصیرت است تا خودشان را از چنگ این نهادهای امنیتی فاسد که دائما گزارش های غلط می دهند، آزاد کنند و وضع مردم را ببینند، شرایط جامعه را ببینند و وضع مردم را درک کنند و متناسب با آن برای پیشرفت کشور و حل مشکلات مردم تصمیم بگیرند. وقتی آدم با این لایه های بالایی کشور برخورد می‌کند می فهمد که اصلا توی باغ نیستند و انگار در آسمان ها سیر می کنند، اصلاً متوجه نیستند که در جامعه چه می گذرد و وضع اقتصاد و مسائل اجتماعی چیست؟ این فرصتی است که بیاندیشند و بفهمند در جامعه چه خبر است؟ چهار تصمیم درست برای بهبود شرایط کشور و وضع مردم بگیرند. من اینها را دلسوزانه گفتم و امیدوارم که اثر کند.

"شورای نگهبان و انتخابات"

بسم الله الرحمن الرحيم

اللهم عجل لوليك الفرج والعافية و النصر واجعلنا من خير انصاره و اعوانه والمستشهدين بين يده

  شما می دانید که انتخابات مهم ترین حادثه سیاسی و اجتماعی است که در کشور می تواند اتفاق بیفتد. یعنی مشارکت عمومی برای رقم زدن آینده است و سرنوشت همه ما به آن گره می خورد. انتخابات فرصت اعمال حق حاکمیت تک‌تک انسان‌هاست. تعیین سرنوشت یک حق الهی است که خداوند به تک تک انسان‌ها داده است و هیچ فردی یا قدرتی اجازه ندارد این حق تعیین سرنوشت را مخدوش کند. این مال مردم است. انتخابات هم یکی از مجاری اصلی اعمال این حق است. یعنی انتخابات مال مردم است. انتخابات متعلق به حکومت ها و جریانات سیاسی نیست. انتخابات مال مردم ، حق مردم،. برای مردم و در خدمت اعمال اراده مردم است.

ساز و کارهای انتخاباتی باید این بستر را فراهم کند که اراده مردم بر جامعه حاکم بشود و مردم از این حق تعیین سرنوشت برای رقم زدن آینده خود، استفاده کنند. هر نوع ایجاد محدودیت، هرجور هدایتگری و اعمال نظر در این فرآیند، نقطه مقابل حقوق مردم و نقض حقوق اساسی مردم است. در تمام فرهنگ ها، هیچ احدی ...هیچ احدی حق ندارد که انتخابات را به‌گونه‌ای اداره کند که به نقطه نظرات یا اهداف خودش نزدیک بشود. چه آنهایی که مجری هستند، چه آنهایی که ناظرند و چه آنهایی که قانون می نویسند، باید بدانند که انتخابات مال ملت است و کسی حق ندارد زاویه را آنقدر تنگ کند یا دایره انتخاب مردم را آنقدر محدود کند، که مردم به افراد خاص محدود بشوند.

قانون اساسی این اجازه را به هیچکس نداده است و هیچ عقلی این اجازه را نمی‌دهد. شما از ملت ایران که نزدیک به ۶۰ میلیون نفر واجد شرایط رای دادن با سن بالای ۱۸ سال هستند، رفراندوم کنید و بپرسید آیا شما مردم به کسی اجازه داده اید یا می‌دهید که حق انتخاب شما را محدود کند؟ فکر می کنید چند نفر به آن رای می‌دهند؟ آیا کسی هست که رای ندهد؟ اصلا مردم حاکمان را انتخاب می کنند که اراده، حق انتخاب و آزادی مردم را محدود کنند یا آنکه آن را تامین كنند؟ خیلی روشن است.

اما من نمی‌دانم چه اتفاقی در کشور افتاده است. یک طبقه ای آن بالا درست شده است که خودشان را اصل و مالک کشور، دین و انقلاب و مالک همه چیز می دانند و اصلاً برای مردم ارزش قائل نیستند. خیلی راحت حقوق مردم پایمال می‌شود. به خودشان اجازه می‌دهند هرکاری بکنند. یکی از این اقدامات این مصوبه ای است که اخیراً شورای نگهبان منتشر کرده است. البته شما می دانید که من برای خودم نمی گویم. همه می‌دانند من اصلا دنبال پست و مقام نیستم و هم هیچ کدام از اینها هم معطوف به من نیست. من دارم از حقوق ملت و انسانهای صالحی که می توانند در خدمت مردم باشند، دفاع می کنم و دارم با  محدود کردن حقوق اساسی ملت مخالفت می کنم چون می دانم که محدود کردن، به متلاشی شدن کشور می‌انجامد. نوع مشکلاتی که شما در کشور می‌بینید محصول محدود کردن حقوق ملت است و گرنه ملت آزاد باشد و تصمیم بگیرد و حرف بزند این فجایع پیدا نمی شود که وقتی تلویزیون را باز می کنیم از صبح تا شب دائما نگوید چه کسی انقدر خورده و آن یکی اینقدر خورده و ...علتش این است که مردم محدود شده اند و قدرت مردم زائل شده است. مردم ضعیف شدند. همین مردم هستند که انقلاب کردند، کشور را در طول تاریخ حفظ کردند و صدام و پشتیبانان بین المللی اش را از ایران بیرون کردند این مردم الان ضعیف شده اند و یک عده به جان اموال و ثروت ملت افتاده اند و همینطور می برند. اصلاً یک عده‌ای اصرار دارند بگویند مردم هیچ کاره اند و مردم را کنار بگذارند. و بگویند نقش مردم فقط محدود به این است که ما را سر کار بیاورند و بعد از آن باید به خانه های خود بروند. این حرف را هر کسی می‌خواهد بگوید، بداند که حرف شیطان است و ربطی به دین، خدا، پیغمبر و امام زمان و ایران ندارد. هیچ ربطی ندارد.

پارسال یک آقایی به عنوان سخنگوی شورای نگهبان گفت بله من به فلانی ها توصیه می کنم که کاندید نشوید زیرا ما شما را رد می‌کنیم. قبل از آن گفته بودند که هرکس از مهندسی انتخابات بگوید، این حرف دشمن است. حتما. اما سخنگوی شورای نگهبان به گونه ای حرف می زند کانه انتخابات کاملا مهندسی شده است. اعتراضات شد. معلوم بود یک آقایی به او گفته بود برو این حرف را بگو و الا او که کاره ای نیست.مگر نه اینکه کار این شورا و شورای نگهبان چه کاره است که بخواهد بگوید اینها نیایند زیرا ما آنها را رد می‌کنیم! خوب تو چه کاره ای؟ گفتند کدخدایي ، خدا که نیستی! شما چه کاره هستی؟

پس معلوم است که کسی به او گفته است. بعد که اعتراضات زیاد شد، معلوم بود يك کسی بالاتر از آن قبلی آمد به او گفت که عجب غلطی کردیف برو آن را صاف کن! او هم گفت: ببخشید اشتباه شده است. من منظورم چیز دیگری بود.

چند وقت بعد آقای دیگری حرف زد که مردم او را هم نوازشي کردند و دوباره همین سخنگو گفت که بیخود کرده است. ما اصلا اینطوری نیستیم که او می گوید.حالا دوباره سخنگو آمده است و می گوید بله نیایند ما رد می کنیم! معلوم است آن يكي که بالاتر از آن قبلی بوده به او گفته است برو و این حرف را بزن! والا نباید جرأت مي كرد که چنین حرفی را بزند.

سوال: آقا یک عضو شورای نگهبان می تواند بگوید که شما این ثبت‌نام نکنید ما شما را رد می‌کنیم؟ حالا وارد محتوایش هم می‌شوم. تو چه کاره ای؟ جالب است که رد می کنند اما دلیل هم نمی‌آورند! هرچه طرف داد می‌زند و می‌گوید اگر دلیلی دارید بگویید! پاسخ می دهند که نخیر ما اعلام نمی‌کنیم، نخیر ما نمی‌گوییم! اینجا دیگر خیلی اخلاقی می شوند.

خیلی عجیب است که وارد قانونگذاری می‌شوند! گفته اند که مصوبه شورای نگهبان جهت اجرا به وزارت کشور ابلاغ شده است. داخلش را که نگاه می کنیم، مي بينيم چهار روز مانده به ثبت نام، اصلا قانون جدیدی نوشته شده است. کجای قانون اساسی به شورای نگهبان اجازه داده است به نام نظارت، قانون بنویسد؟ لابد دیده اید. جایگاه رئیس جمهور را آنقدر پایین آورده اند که می گویند برو مدرک بیاور که تو رشوه نگرفته ای ، جنایت نکرده ای، و برو برگه سوء پیشینه بیاور! مردم مي خواهند رئيس جمهور انتخاب کنند. اولاً اگر اینها را می‌خواهید شما خودتان از یکدیگر بگیرید. نهادها که با هم هستید. صدها میلیارد تومان خرج انفورماتیک قوه قضاییه شده است. ده‌ها میلیارد تومان خرج انفورماتیک شورای نگهبان شده است. صدها میلیارد تومان نیروی انتظامی خرج کرده است. آیا شما با هم ارتباط ندارید که با هم یک کلیک کنید تا پرونده هرکس جلوی شما قرار بگیرد؟ یعنی یک نفر که می‌خواهد نماینده کل ملت ایران بشود، باید به یک نهادی برود و بگوید یک گواهی عدم سوء پیشینه به من بدهید؟! گویی که می خواهد برود استخدام شرکت برق فلان شهري بشود كه البته احترامآن هم واجب است.

چرا می خواهید نقش انتخاب مردم در اداره کشور را اینقدر ذلیل کنید؟ کسی دارد این حرف می‌زند که دو تا قوه به مدت ۱۲ سال که هشت سال آن مشترک بود، خودشان را تکه پاره کردند که بتوانند یک صفحه نقطه ضعفی و تخلفی از او پیدا کنند تا دراین کشور او را به زمین بکوبند و به فضل الهی نتوانستند پیدا کنند. من نگرانی ندارم.

می گویند چون قانون اساسی گفته است نظارت بر انتخابات ریاست جمهوری بر شورای نگهبان است پس می توانیم قانون بنویسیم! این همه اختیارات برای نهادها در قانون اساسی تعریف شده است، آیا هر نهادی می تواند برای خودش قانون بنویسد؟ یعنی هر نهادی حوزه اختیاراتش را خودش را تعریف کند؟ این چه منطقی است و با کدام منطق حقوقی جهان سازگار است؟ این جز نابود کردن ساختارهای کشور هیچ تاثیری ندارد. آشکارا قانون اساسی را زیر پا می گذارند! قانون اساسی شرایط رئیس جمهور را مشخص کرده است. تمام شد.شما دارید شرایط جدید درست می کنید! قانون جدید وضع می کنید! جالب است، می‌گویند که حالا رجال مذهبی را تعریف کرده اند و زنان را هم حذف کرده اند و من فعلا نمی خواهم به آن بپردازم. یک چیزهایی گفته اند. می گوییم این چیزهایی که شما نوشته اید، چه کسی می خواهد آن را در آنجا تشخیص بدهد؟ میگویند آقا برنامه هایتان را بدهید. بسیار خوب، کسی دارد حرف می زند که تنها دو دولت دارای برنامه را اداره کرده است. می گویند که برنامه بدهید. بسیار خوب برنامه را به چه کسی بدهیم؟  چه کسی می‌خواهد تشخیص بدهد که این برنامه چیست؟ کجای قانون اساسی گفته است که شما باید روی برنامه افراد نظر بدهید؟ بعد چه طور تشخیص می‌دهید؟ شما که هیچ کدامتان یک نانوایی را هم درعمرتان اداره نکرده اید؟ یک بقالی یا یک مدرسه را هم اداره نکرده اید؟ چطور شما می‌خواهید تشخیص بدهید که برنامه اداره کشور صحیح است؟ ممکن است بگویند که ما آن را می دهیم تا کارشناسان درباره آن نظر بدهند. آن کارشناسان چه کسانی هستند و به کدام حقی می‌خواهد روی کاندید ریاست جمهوری کشور نظر بدهند؟ اگر خیلی مرد هستند و کاربلدند، خودشان بیایند کاندید بشوند، برنامه شان را بدهند و ملت به آن ها راي بدهند و آنها بیایند اجرا کنند. اینجا به صراحت نوشته اند که مشاوران تان را اعلام کنید! به شما چه ربطی دارد؟ کجای قانون اساسی نوشته شده است کسی که می خواهد کاندید ریاست جمهوری بشود، باید اسامی مشاورینش را به شورای نگهبان اعلام کند؟ کجا نوشته رجال سیاسی چه کسانی هستند؟ اما اینجا نوشته اند که زنها نمی توانند کاندید بشوند که من نمی خواهم حالا به آن بپردازم.

نوشته اند که رجال سیاسی رجالی هستند که قدرت تحلیل و درک آنها از مسائل و پدیده های سیاسی به جهت آگاهی عمیق شان از مسائل سیاسی اجتماعی اعم از داخلی و بین‌المللی و حضورشان در صحنه‌های سیاسی به نحوی باشد که همواره مصالح نظام اسلامی و معیارهای اصلی انقلابی در عملکرد آنها لحاظ شده باشد به گونه ای که در میان مردم به این خصوصیات شناخته و مشهور باشند.

مردم به کسی که این خصوصیات را داشته باشد، رای می دهند، بنابراین شما چطور می خواهید قبل از آن، نظر مردم را کشف کنید؟ آیا شما نماینده مردم هستید؟ هیچ وقت مردم به شما رای نداده اند. یک وقتی با یک ساز و کارهای رفته اید، آن بالا نشسته اید و دیگر پایین نمی‌آید. هی می گویید مردم بی مردم و اختیارات را در خودتان جمع می کنید. به خدا اینها غلط است. به خدا اینها به ضرر است و همه چیز را از بین می‌برد. آبرو برای جمهوری اسلامی و مردم ایران در دنیا نگذاشته اند. خیلی راحت و رسما می گویند که ما می خواهیم انتخابات را مهندسی کنیم. به یک عده می گویند نیایید. یک عده را تهدید می کنند که نیایند . یک عده را هم رد می کنند. ته آن، کسی می ماند که ما می خواهیم.

 اگر می‌خواهید، خاصی را بیاورید که با مردم بارها به او رای نداده اند، مردانه بیایید بگویید که ای ملت مردم آن را می‌خواهیم شما هم دیگر به شما ارتباطی ندارد نه اینکه او را به حساب ملت بیاورید. جالب است که می گویند ما باید شرایط کاندیداها را احراز کنیم! دوستان فرق بین احراز و تایید را توجه داشته باشند. یک وقت است که می گویند این فرد مورد تایید است.یعنی نقطه منفی و ضعفی ندارد. اما یک زمانی احراز می‌کنید و یک مهر می زنید و می گویید، این فرد توانایی های لازم برای اداره کشور را دارد. یه عده زیادی را به همین حساب رد می کنند که احراز نشد. بعد طرف خراب می کند و اینها می گویند: مردم دیدید بد انتخاب کردید؟ منظور ما نفر سومی بود اما شما به دومی رای دادید! آیا غیر از این است؟ به صراحت می‌گوید آقا ما محصولمان را تضمین نمی کنیم.

پس برای چی تعداد زیادی را رد می کنی؟ چرا احراز می کنی؟ پس نقش شما چیست ؟ میگوید من همه جور نظرم را اعمال می کنم تعدادی را قلع و قمع میکنم چهارتایی که خودم می خواهم وسط میگذارم ، بعد هم تضمین نمی کنم! خوب پس شما آنجا چه کاره اید؟ پس چرا این کارها را می کنید؟ بگذاربد مردم کاندید شوند هر کسی میخواهد کاندید شود، مردم هم رای میدهند. آقا به خدا 85 میلیون از شما ده، دوازده نفر بیشتر می فهمند!

آن آقا آمد در تلویزیون و گفت تضمین نمی کنم. همینطور به صراحت در تلویزیون نشسته میگوید تضمین نمیکنیم! پس چرا انقدر سختگیری می کنید؟ چه کاره هستید؟ چرا رد می کنید؟ به چه حساب رد می کنید؟ این حقوق ملت است؟ دو تا اتفاق بیشتر نمی افتد، یا مردم لج می کنند به آن کسی که مخالف آنها است یا مدنظر آنها نیست رای می دهند، یا شرکت نمی کنند. در هر دو حالت مردم ضرر می کنند. کشور ضرر می کند. همین انتخابات قبلی اکثر مردم رای دادند که طرف مقابل رای نیاورد. برای اینکه کشورشان پیشرفت کند رای ندادند. با همین وضعی که می بینید. شما از کجا آمده اید؟ این صلاحیت ها را از کجا کسب کرده اید. قانون اساسی را آشکارا زیرپا می گذارید! اعتبار شما به قانون اساسی است. وقتی خودتان قانون اساسی را زیر پا می گذارید دیگر چه اعتباری دارید؟ این حرفها را من دلسوزانه میزنم. دلم برای کشور می سوزد. همین رفتارها باعث این وضع امروز شده است. من سال 90 برای دبیر شورای نگهبان نامه نوشتم و گفتم شما این همه آدمهای به درد بخور و توانمند را به بهانه های مختلف رد صلاحیت کردید، این مجلس خودش اقلیت است یعنی با 25 درصد آراء طرف می رود در مجلس. این کار را می کنید که بسیاری آدمهای شایسته دیگر نمی آیند! مردم هم کمتر مشارکت می کنند. باز می شود اقلیت تر. بعد با یک اقلیتی می خواهید کل ملت را اداره کنید؟ نمی شود! ! اداره کشور خراب می شود. مردم از صحنه کنار می روند. به تازگی یک چیزی یاد گرفته اند، نمی توانند بگویند طرف دزد است، فاسد یا ناتوان است، می گویند عدم التزام عملی به اسلام دارد. این از کجا درآمده است؟ پریروز دیدم یک آقایی به نام سپنتا مصاحبه کرده و گفته است که من زرتشتی هستم، کاندیدای شورای شهر شدم. حالا مجلسی ها هم از اینها یاد گرفته اند و برای من زدند عدم التزام عملی به اسلام زده اند! رد صلاحیت شدم. آقا اصلا من زرتشتی هستم! قانون اساسی برای زردتشتی ها حقوق مساوی با بقیه افراد جامعه قرار داده است و می تواند کاندید شورای شهر شود. اصلا مگر اسلام التزامی است؟ از کجا این واژه ها درآمده است ؟! آقا هرکس شهادتین را گفت مسلمان است.تمام شد. اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمدا رسو الله. اللهم صلی علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم. خود اسلام این را می گوید، پیغمبر خدا و خود خدا می گوید هرکس این دو را بگوید مسلمان است. همه حقوق را دارد. حالا چطوری باید این التزام را اثبات کنید؟ چطوری ممکن می شود؟ این یک چیزی است که دست خودشان است. آقا شما آن روز که داشتی رد می شدی یک کسی به شما سلام کرد، جواب سلام را ندادی! جواب سلام واجب است. پس ترک واجب کردی!. اینطوری می شود تفسیری! آقا چرا ریشت را زده ای. میگوید فلان مرجع، زدن ریش را حرام می داند. آقا 10 تا مرجع دیگر بلامانع می دانند. آقا چرا در ماه رمضان سیگار کشیدی؟ 4 تا مرجع می گویند اشکال دارد. انبوه دیگری می گویند اشکال ندارد. من از آنها تقلید می کنم! اینجور عبارتهای کلی یعنی اختیارش دست خودمان است و هرجور خواستیم تفسیر می کنیم. آخر می شود گفت که این تفسیر است؟ انقدر قانون اساسی را تفسیر کردند که دیگر قانون اساسی باقی نمانده است!.بعد خیال می کنند کشور با این چیزها. درست می شود من این ها را به خودشان هم گفته ام. کشور بر اساس قوانین ثابت، شفاف و معتبر باید اداره شود. احترام امامزاده به متولی آن است. شما شورای نگهبان هستید و رسما می آیید قانون اساسی را زیر پا میگذارید و بعد هم مصوبه را منتشر و برای اجرا، ابلاغ می کنید. اشکالی ندارد! شما بفرستید مجلس و مجلس قانون بگذارد و بگوید شرایط رئیس جمهوری اینها است. البته مجلس هم نباید از چهار چوب قانون اساسی خارج شود. قانون اساسی را هم اگر می خواهید عوض کنید این کار را بکنید اما نمی شود یک چیزی آن بالا نوشته ایم، هرکاری به نام آن را هرچند ضد و نقیض آن باشد، انجام می دهیم. وضع کشور همین می شود. اعتبار قانون و استحکام کشور از بین می رود. میگوید خودمان تفسیر کردیم. این اختیار را ما داریم.حالا جالب است که آخر آن می نویسد اگر کسانی رفتند و وزارت کشور از آنها ثبت نام نکرد، می توانند به وزارت کشور و شورای نگهبان شکایت کنند! یعنی از خودشان به خودشان! اینطوری مگر می شود کشور را اداره کرد؟! دارند یک عده ای را بدون قانون از حقوق اجتماعی شان محروم می کنند! درتمام دنیا اگر کسی باید از حقوق اجتماعی اش محروم بشود، این نیازمند قانون شفاف است، نه نیازمند تفسیر شورا ی نگهبان! شورای نگهبان خیلی محترم است ولی باید در چهارچوب قانون اساسی عمل کند. بعد می گویند چرا مردم معترض اند چرا مردم ناراضی اند. در این ایران بلازده همه چیز اینها هستند دیگر هیچکس فهم و دلسوزی و ایمان ندارد و کشور دوست و وطن دوست .و انقلاب دوست نیست! تا حرف می زنی 12 مارک روی پیشانی ات است البته من از این مارک ها نمی ترسم! من که هیچ چیز برای خودم نخواسته ام/ من از حقوق ملت و کسانی دفاع می کنم که بی جهت مارک بر روی پیشانی شان  خورده است. طرف زرتشتی است و حق اوست که کاندیدا شود. مردم دوست داشتند به او رای می دهند نداشتند رای نمی دهند. شما نمی توانید جای مردم تصمیم بگیرید! یک عده به اسم نظارت استصوابی ازطرف مردم تصمیم می گیرند. اگر از ملت ایران بپرسید معنایش چیست؟ 99 درصد نمی دانند چیست! بعد هرکاری دلشان بخواهد می کنند! اینجوری مگر می شود کشور را اداره کرد؟ مگر می شود ملت بزرگ ایران را اینطور اداره کرد؟ بعد مجبور می شوید به مردم برچسب بزنید بگویید مردم نمی فهمند، مردم خرابند و منحرف شدند! مردم بی دین شدند! به خدا مردم می فهمند، منحرف نشده اند. مردم دیندارند و بهترین مردم بهترین دنیا هستند شماها کج رفتید. این یک بدعت است. یک موقعی معلوم بود آن خاندان رابطه شان با ما چطور بود. دو تا داداش از دوطرف به قول خودشان گازانبری می خواستند ما را له کنند. برداشتند یک قانون عادی نوشتند که به استناد اصل 138، رئیس مجلس می تواند مصوبات دولت را باطل کند در حالی که این خلاف قانون اساسی است. شورای نگهبان تایید کرد. من اعتراض کردم. گفتم این خلاف است. حقوق ملت را دارید تضییع می کنید. رئیس جمهور نماینده کل ملت است. رئیس مجلس یک نماینده است در قانون اساسی هم هیچ جا نگفته است که رئیس مجلس رئیس قوه مقننه است. همینطوری به او رئیس قوه را بسته اند! در قانون اساسی چنین چیزی نیست. رئیس جمهور رئیس قوه است. رئیس قوه قضاییه هم رئیس قوه است در قانون به صراحت آمده است. اما رئیس مجلس هیچ جا نیامده رئیس قوه مققنه است. هیچ جای دنیا رئیس مجلس اختیاراتی بیش از یک نماینده ندارد. اما نوشتند مصوبات دولت را رئیس مجلس مس تواند لغو و ابلاغ کند. گفتیم این یعنی چی؟ دیگر دولتی وجود ندارد. دولتی که بالاترین رای ملت به رئیس جمهور است، آن وقت یک نماینده از یک شهر می تواند مصوبه اش را باطل کند. دیگر دولتی نمی ماند. دولت که نبود، کشوری نمی ماند. اینطوری نمی شود کشور اداره کرد. اوضاع خراب می شود. من اعتراض کردم. گفتند اصل 138 اجازه داده است. گفتم بیایید از روی قانون اساسی بخوانید! گفتند نه ما میدانیم. گفتم می دانید؟ بسیار خوب ما مثلا 80 هزار حقوقدان داریم در کشور بیایند این مصوبه و این تفسیر شورا ی نگهبان ر ا با این اصل را در برابر حقوقدان های کشور بگذاریم ببینیم چند نفرشان این را تایید می کنند؟ من گفتم که اگر فقط 5 درصد حقوقدان های کشور بگویند این مصوبه درست است هر حرفی علیه من بزنید من امضا می کنم. ناراحت شدند! گفتند یعنی چه حقوقدان ها را می خواهی بیا.وری؟ ما خودمان حقوقدانیم! گفتم بله حقوقدان هستید ولی نمی شود به اسم حقوقدان، هرکاری دلتان می خواهد بکنید. !الان هم اغلب حقوقدان های کشور به همین مصوبه اعتراض کرده اند و گفته اند که این خروج شورای نگهبان از مسیر قانونی و برهم زدن قانون اساسی است. آنوقت چطور می خواهید کشور را به اتکای قانون اساسی که خودتان سستش می کنید، اداره کنید؟ به خدا کشور ، مردم و جمهوری اسلامی آسیب می بیند، این کارها را نکنید. چه خبر است؟ بگذارید ملت رای بدهد. از رای ملت نترسید. حداکثرش این است که مردم بگویند شما را نمی خواهیم. خوب نمی خواهند. حقشان است که نمی خواهند. مگر وحی منزل است که حتما ماها این بالا در حکومت باشیم ؟ آخر این حرف از کجا آمده است کسی که مد نظر شماست به هر قیمتی رئیس جمهور شود. هر ایرانی حق دارد نظر داشته باشد و همه هم مساوی هستند. هیچکس در تعیین سرنوشت حقی بیشتر از بقیه ندارد. به محض اینکه بگوید این یک انحراف بزرگ است. این سلطه گری و بساط خراب مملکت می شود.

حق ملت و تک تک ایرانی ها را بپذیرید. بحث از تکلیف که می شود می گویند سن 15 سال است اما بحث از حقوق اجتماعی که می شود می گویند سن 18 سال است. در یک دوره ای از مجلس سن 15 سال را 18 سال کردند. من پرسیدم چرا این کار را کردید، گفتند که ما این بچه های راهنمایی دبیرستان را هیچوقت نمی توانیم جذب کنیم. منظورشان جذب جناح خودشان بود. گفتم بنده خدا برای این قانون می گذارید؟ اون جوانی که در 15 سالگی تو نتوانی جذبش کنی فردا می شود دانشجو ، کارگر، کارمند و بازهم نمی توانی جذبش کنی. او تمام نمی شود. این سه سال دیگر هست و مقابل تو هم هست و هرگز هم به تو رای نمی دهد. آقا کشور را اداره کنی باید بتوانی قاطبه مردم را قانع و با خودت همراه کنی. نه اینکه همواره مردم را حذف کنی! یک گروه اندک یعنی300 نفر بمانند و بگویند ما هستیم و ملت دنبال کارش برود. این غلط است. به خدا غلط است.من دلم برای شماها می سوزد. بیشتر از همه می سوزد. چرا یک سند را می گذارید... البته این را هم به اعضای شورای نگهبان دارم قاطع می گویم که این اقدامات به حساب همه شما نوشته می شود. من دارم می گویم به زودی به این اقداماتی که مردم را از صحنه کنار می زند و حق مردم را تضییع می کند در این کشور رسیدگی خواهد شد. فردا نگویند ما خبر نداشتیم و ربطی به ما نداشت. مثل برجام نشود که بالاخره معلوم نشد مسئولش با کیست؟. کشور را هم در چاله ای انداختند که تا 50 سال دیگر هم نمی تواند بیرون بیاید. تعهداتی داده اند که به راحتی نمی شود کشور را از قید اینها نجات داد! به هر کس هم می گوییم تو بودی، می گوید ما که نبودیم! اخیرا هم وزیر خارجه گفت من هم نبودم! احتمالا یک گروه از مریخ آمدند! من به ایشان می گویم اعضای محترم شورای نگهبان بنده همه شما را دوست دارم، همه ملت را دوست دارم. کشورم را هم دوست دارم. یک ایرانی هستم و به ایرانی بودن خود افتخار می کنم و حق دارم اظهار نظر کنم. بدانید به زودی زود که این اقدامات رسیدگی خواهد شد در پیشگاه ملت کسی نیاید بگوید که این تصمیم یک نفر بوده است. من در سال96 کاندیدا شدم و رد شد. بعد هم به دروغ گفتند که علتش را به خودش خبر دادیم. بعد هم ما گفتیم به ما که خبر ندادید، چرا دروغ می گویید؟ البته تا حالا هم نگفته اند. من و همه ملت میدانیم چرا؟ بعضی از اعضای شورای نگهبان را ما دیدیم البته من نپرسیدم. اصلا رویه ام اینطور نیست که بگویم چرا رد کردید و گله کنم و .... ما فقط می خواهیم خدمت کنیم و کار کنیم. افراد موجهی که بعضی از آنها در دنیا نیستند، گفتند که به خدا اصلا بحثی راجع به شما نشد! من حالا اینها را می گویم که فردا روزی نگویند راجع به این ها در شورای نگهبان بحثی نشد. یک آقایی که کل زندگی اش این بوده که یک بورسیه ای آن هم نمی خواهم بگویم قانونی یا غیر قانونی،  بورسیه گرفته و رفته است لندن یک مدرک دکترا گرفته و آمده آنجا نشسته است و دارد برای کل ملت تعیین تکلیف می کند. نمی شود! اگر بعضی جاهای دنیا را بشود اداره کرد که آن هم غلط است اما ایران و ملت ایران را اینطور نمی شود اداره کرد. یک منطقی و اصولی باید در کار باشد.حقوق ملت باید به رسمیت شناخته شود. انقدر در این ابلاغیه افراد را بسته اند که اگر دو تا فتوکپی شناسنامه کم بیاورد، می گویند دنبال کارتان بروید. مطلبش را بخوانید! این راجع به سرنوشت ما است. من به همه احترام می گذارم. کوچک بزرگ از یک بچه شیرخواره و دوساله تا 80 یا 90 ساله خودم را کوچک همه می دانم خادم همه می دانم و به خدا دلسوزانه می گویم این روش ها غلط است و اینها نتیجه نمی دهد و اینها بیشتر مردم را در موضع تقابل می اندازد و اول به ضرر خود شماست. من آن روز گفتم که چطور می شود بگوییم ما مقامات کشور هستیم اما جرات نمی کنیم در خیابان برویم. چطور می شود؟ یک انقلابی که به نام مردم و با فداکاری مردم، اتفاق افتاد و صدها هزار نفر از مردم برای این انقلاب فداکاری کردند. همه اش روی دوش مردم بوده است و قرار بود حقوق مردم استیفا بشود و مردم حاکم باشند. در مردمی ترین انقلاب جهان، مقامات درجه اول و دومش جرات نمی کنند در خیابان بین مردم باشند. آیا این اتفاق برایتان خوب است؟ اگر خوب است ادامه بدهید. ولی من می دانم و دلسوزانه به شما می گویم که به زودی به این امور رسیدگی خواهد شد.

عزیز باشید. صلوات برمحمد و آل محمد.

لینک کوتاه : https://drahmadinejad.com/fa/571
  • منبع : وب سایت رسمی دکتر احمدی نژاد


    نظر شما

    About text formats

قوانین ارسال دیدگاه